تبليغاتX
سوسیالیسم
سوسیالیسم
سیاسی اجتماعی تئوریک
اینجا نیویورک است ؛ اما وال استریت پیدا نیست

 

اینجا نیویورک است ؛ اما وال استریت پیدا نیست

 

والدن بلو[1]

ترجمه: پرویز صداقت                                                                                               123

سه‌شنبه‌ی گذشته وقتی به نیویورک وارد شدم همان احساسی را داشتم که دوسال قبل در پی ورود به بیروت که زیر بمباران اسراییل بود پیدا کردم ـ احساس ورود به یک منطقه‌ی جنگی.مامور مهاجرت بعد از این فهمید من اقتصاد سیاسی درس می‌دهم گفت: «خب، حدس می‌زنم شماها الان باید در همه‌ی کتاب‌های درسی‌تان تجدیدنظر کنید.»راننده‌ی اتوبوسی که سوار شده بودیم به مهمانان با این جمله خوشامد گفت: «خانم‌ها و آقایان، اینجا هنوز نیویورک است، اما وال‌استریت پیدا نیست، همان‌طور که برج‌های دوقلو ناپدید شدند.»حتی نمایش‌های متداول صبحگاهی در تلویویزن نیز گویا ناگزیر بودند با خبرهای بد آغاز کنند یکی از مجریان اتفاقات غم‌انگیز را به «گربه‌های چاق وال‌استریت (نسبت داد) که به خوک بدل شده‌اند.»شهر بهت‌زده است و بیشتر مردم هنوز آنچه را که در دو هفته‌ی اخیر رخ داده هضم نکرده‌اند:

·  در پی کاهش 778 واحدی وال‌استریت در دومین دوشنبه‌ی سیاه در 29 سپتامبر، که به دنبال واکنش سرمایه‌گذاران به رد طرح نجات اعجاب‌آور 700 میلیارد دلاری جرج بوش به نهادهای مالی‌ای که در شرف‌ورشکستگی‌اند در کنگره‌ی امریکا اتفاق افتاد، هزار میلیارد دلار از ارزش بازار دود شد و به هوا رفت.؛

· در پی سقوط یکی از مهم‌ترین بانک‌های سرمایه‌گذاری یعنی لمان برادرز، بزرگ‌ترین ورشکستگی بانکی تاریخ امریکا یعنی بانک واشنگین میوچل، بزرگ‌ترین نهاد پس‌انداز و اعتبار در کشور رخ داد.

· با ملی‌کردن عملی وال‌استریت، تمامی تصمیمات استراتژیک اصلی در بخش مالی برعهده‌ی فدرال رزرو و خزانه‌داری امریکا است و و با نجاب شرکت بیمه‌ی AIG شاهد این واقعیت حیرت‌انگیز هستیم که اکنون دولت امریکا بزرگ‌ترین شرکت بیمه‌ی جهان را اداره می‌کند. از اکتبر سال گذشته تا امروز بیش از پنج هزار میلیارد دلار از کل ارزش جاری بازار سهام نیویورک کاسته شده است، بیش از یک هزار میلیارد دلار آن مربوط به غول‌های مالی وال‌استریت است.تبیین‌های متعارف دیگر بسنده نیست. رخ‌دادهای خارق‌العاده نیازمند تبیین‌های خارق‌العاده است. اما قبل از هر چیز...

 ...................


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سمکو در جمعه بیست و ششم مهر 1387 و ساعت 13:33 |
آیا جمهوری اسلامی میتواند به تغییر موضع روسیه در قبال پرونده هسته ای امیدوار باشد؟

 

 

آیا جمهوری اسلامی میتواند به تغییر موضع روسیه در قبال پرونده هسته ای امیدوار باشد؟

_________________________________________________

پس از آنکه بنا به در خواست وزیر امور خارجه روسیه جلسه فوق العاده گروه کشورهای موسوم به 5+1، در مورد پرونده هسته ای جمهوری اسلامی  به تعویق افتاد، دولت روسیه برای برقرار کردن تعادلی در سیاست خود در قبال این پرونده ابتکار تهیه قطعنامه ای را برای تصویب در شورای امنیت سازمان ملل متحد بدست گرفت.

اعضای شورای امنيت سازمان ملل شورای طی هفته جاری، به دنبال تشکيل جلسه برای بررسی پرونده هسته ای ايران قطعنامه  جديد را تصويب کرد. در قطعنامه 1835 که از سوی هر 15 عضو شورا به تصويب رسيد, از رژيم تهران خواسته شد غنی سازی اورانيوم را تعليق کند و سه قطعنامه پيشين اين شورا در اين باره را هر چه سريع تر به اجرا بگذارد. آمريکا و اتحاديه اروپا خواستار گنجاندن تحريم های جديد در قطعنامه بودند، اما به علت مخالفت روسيه و چين قطعنامه بدون تحريم های بيشتر به تصويب رسيد. همين موضوع که قطعنامه جديد بدون تحريم های بيشتر به تصويب رسيد, مورد بهرئ برداری تبلیغی در رسانه های داخلی رژیم قرا گرفت و دستگاه دیپلماسی رژیم آنر بعنوان یک تغییر مثبت به نفع خود در سیاست خارجی روسیه ارزیابی نمود.

سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، قطعنامه جدید شورای امنیت سازمان ملل علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را «بیانیه‌ای چند خطی» و بدون نکته‌ای تازه توصیف کرده است، اما علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی که این روزها در نقش منتقد دولت طاهر میشود ، قطعنامه مذکور را «چرخش موذیانه» گروه ۱+۵ نامیده و نسبت به عواقب آن هشدار داده است.

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، در دیدارش با کاندولیزا رایس همتای آمریکایی خود مبنی بر اینکه آمریکا و روسیه در مورد برنامه هسته‌ای ایران و کره شمالی اهداف مشترکی را دنبال می‌کنند و جنگ گرجستان سبب اختلاف نظر آنها در این دو مورد نشده است، نشانه آن بود که دو قدرت جهانی در صددند که دامنه اختلاف‌های خود را محدود نگه دارند و بخصوص آن را به بحران هسته‌ای ایران و کره شمالی تسری ندهند. صدور سریع قطعنامه چهارم علیه ایران در پی مذاکرات لاوروف – رایس نیز در واقع تاکید بر نکته فوق در قالب حقوقی آن بود تا ایران در باره وحدت نظر شش قدرت جهانی دچار تردید نشود.

وزیر امور خارجه روسیه در تازه ترین اظهار نظر خود در مورد پرونده هسته ای جمهوری اسلامی در گفتوگو با یک روزنامه یونانی،  تاکید کرده است که دولت روسیه تلاش نخواهد کرد تا از برنامه هسته ای ایران برای کسب امتیاز و چانه زنی با غرب در زمینه مسائل دیگر مورد اختلاف بهره برداری کند. در سخنان سرگی لاوروف وزیر خارجه روسیه واقعیتی وجود دارد که ظاهرا رژیم ایران آنرا درنیافته است و آن این است که روسیه هنوز در موقعیتی نیست که بخواهد در جبهه های مختلف با آمریکا و دولتهای غربی هم پیمان وی رودرو شود. اتفاقا کشمکش  جمهوری اسلامی  با آمریکا و اروپا فرصتی است برای دولت روسیه تا تشنج موجود را با غرب تخفیف دهد. بهترین موضعی که جمهوری اسلامی میتواند در شرایط فعلی از دولت روسیه انتظار داشته باشد این است که این دولت موضع تا کنونی خود را در رابطه با پرونده هسته ای جمهوری اسلامی حفظ کند و چه بسا حتی آنرا به زیان جمهوری اسلامی قدری نیز تغییر بدهد.

اگر سران رژیم اسلامی با عناوینی  از قبیل "بیانیه بی دندان" یا " کاغذ پاره" از قطعنامه های تحریم شورای امنیت یاد میکنند و در صددند که کارکرد تحریمها را پرده پوشی کنند، از نظر مردم کارگر و زحمتکش ایران این تحریمها به معنی گرانی، بیکاری و فقر و فاقه از یکطرف و ماجراجویی سران رژیم اسلامی از طرفی دیگر است که جان کارگران و زحمتکشان را گوشت دم توپ فرض کرده اند.

 

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 و ساعت 13:17 |
کارگران ايران خودرو در آستانه بزرگترين اجتماع کارگران

 

کارگران ايران خودرو در آستانه بزرگترين اجتماع کارگران

طبق گزارشها مديريت ایرانخودرو تصميم گرفته  است که به يکی ازقولهای  داده شده به کارگران در اعتصاب 10 تير وفا کرده و با برگزاری يک اجتماع بزرگ ، به 10 هزار نفر از کارگران ارتقاء شغلی که يکی از خواسته ای اصلی کارگران برای افزايش حقوق ها بود بدهد. کارگران پیشرو در کارخانجات ایران خودرو نسبت به این عقب نشینی محدود مدیریت شرکت عکس العمل نشان دادند و در این رابطه اعلامیه روشنگرانه ای منتشر کرده اند. انچه برای کارگران ایران خودر در این عقب نشینی مدیریت جای سوال باقی گذاشته این است  که چرا برای 10 هزار نفر مگر شرکت ايران خودرو فقط 10 هزارنفر کارگر و حقوق بگیر دارد؟  کارگران ایران خودرو برای خنثی کردن تلاشهای تفرقه افکنانه مدیریت  خواستار افزایش حقوق  برای  همه کارکنان ايران خودرو، چه کارگر و چه کارمند چه رسمی و چه غير رسمی و چه پيمانکاری وچه روز مزد شدند. این درحالی  است که کارگران شرکتهای پيمانکاری و روزمزد گروه شغلی ندارند و بر همین مبنا نیز نمی توانند ارتقاء شغلی بگيرند .  

 کارگران ایرانخودرو ضمن اعتراض به این سیاست مدیریت شرکت گفته اند که :ما خواستهای خودمان را در 10 تير اعلام کرده و روی آنها پافشاری می کنيم اعتصاب ما فقط برای ارتقائ يک گروه شغلی نبود ما فريب نمی خوريم واجازه نمی دهيم اجتماع ما کارگران کلاه تبليغاتی برای ديگران باشد ما روی خواسته های تصويب شده 10 تير می ايستيم و کوتاه هم نمی آيم. اولين خواست ما خروج نيروهای نظامی و حراست از سالنها می باشد تا زمانی که جوپادگانی در شرکت حاکم است کارگران نمی توانند حرفهای خود را بزنند.  در بخشی دیگر از این فراخوان امده است که :دوم خواست اساسی ما ايجاد تشکل آزاد و مستقل است.ما تشکل نداشته باشيم نمی توانيم حرفهای خودرا بزنيم و کسی هم به حرفهای تک تک ما توجه نخواهد کرد واگر کسی هم حرف زد کارش با حراست است ولی تشکل می تواند به نمايندگی از ما کارگر ان هم حرف بزند و هم در رسيدن به خواسته يمان به ما کمک کند ما از مديريت می پرسيم چرا اجازه برگزاری انتخابات را نمی دهد طبق کدام قانون ايجاد تشکل برای بيش از 45 هزار کارگر غير قانونی است .آقای باقری معاون منابع انسانی شرکت می گويد.کارگران برای بيان خواسته هايشان از مجرای قانونی استفاده کنند .ما می پرسيم آقای باقری مجرای قانونی کدام است .در شرکتها و کارخانجات کارگران فقط از طريق تشکلهای خود می توانند حرفهای خودرا بزنند ما خواهان ايجاد تشکل هستيم و آقای باقری بايد در اين اجتماع به ما بگويد چرا جلو ايجاد تشکل را گرفته است. سومين خواسته اصلی ما امنيت شغلی است. وجود شرکتهای پيمانکاری و وجود قرار دادهای موقت امنيت شغلی ما را تهديد می کند ما هيچ امنيت شغلی نداريم روزانه دهها تن از دوستان کارگر به بهانه های مختلف اخراج می شوند.به اين وضعيت بايد خاتمه داده شود شرکتهای پيمانکاری بايد منحل شوند.کارگران اخراجی بايد سر کار برگردند و همه کارگران قراردادی استخدام شوند.

 

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در جمعه دوازدهم مهر 1387 و ساعت 14:46 |
خسته، تشنه، داغون

 

تریبون جوان:

كودكان كارگر به قلم كودكان كارگر :

خسته، تشنه، داغون


 


 

کارگزاران : آنچه در زير می‌خوانید گزیده‌ای از مجموعه نوشته‌های كودكان كارگر ایرانی و افغان است كه در كلاس‌هایی كه روزهای جمعه در چند مركز غیردولتی برای آموزش آنان تشكیل می‌شود نوشته شده‌اند. این مجموعه را علی صداقتی خیاط، نویسنده و فعال حقوق كودكان، در چند مجلد با عنوان‌های «برج غار»، «غار تار» و «ترس غار» گرد آورده و انتشارات ناهید منتشر كرده است.                                                      

وقتی
وقتی بعد از سه ماه حقوقم را دادند برای پدرم یك جفت كفش بخرم برای مادرم یك كاپشن گرمی تا بتواند زمستان از آن استفاده كند. برای عید برای برادرم یك شلوار لی بخرم تا در مدرسه به او به خاطر شلوارش توهین نكنند. برای خواهرم یك كیف نو بخرم تا وقتی به مدرسه می‌رود كتاب و دفترهایش را در كیسه پلاستیكی نكند و بچه‌ها به او نخندند. اما خودم چی. من هم چیزهایی لازم دارم مثل مانتو كفش و برای مدرسه كیف. ولی كفش پدرم و كاپشن مادرم و كیف و شلوار خواهر و برادرم مهم‌تر است. اگر پولم رسید همه را می‌خرم برای خودم بماند بعد، آنها لازم‌تر هستند.
سمیه، 15 ساله، پنجم دبستان

اگر
اگه پدرم سر كار می‌رفت الان بیكار نبود و در خانه نمی‌نشست و با مادرم دعوا نمی‌كرد. اگه من جای رئیس‌جمهور بودم یك عالمه كار درست می‌كردم كه مردم بیكار نمونن. اگه من پولدار بودم پدرومادرم را به رستوران می‌بردم.
فرشته، 9 ساله

اگر
اگه من پول داشتم پدرم را به دكتر می‌بردم. اگه بیمارستان مجانی بود هیچكس به بی‌پولی نمی‌مرد. اگه مواد مخدر ردوبدل نمی‌شد جوان‌ها از زندگی ناكام نمی‌شدند. اگه لباس ارزان بود فقیرها در زمستان مریض نمی‌شدند. اگه پلیس‌ها خوب باشند بی‌گناه‌ها را به زندان نمی‌بردند و كتك نمی‌زدند. اگه مربی‌ها پول روی هم بذارند می‌توانند یك مدرسه بزرگ بخرند.
عالیه، 10 ساله، پنجم دبستان

اگر
اگه من پولی داشتم به فقیران كمك می‌كردم و برای آنها كارخانه درست می‌كردم تا آنها پولی برای خوردن غذا پیدا می‌كردند تا دیگر گرسنه نمی‌ماندند و برای پیدا كردن غذای زن و بچه‌هایش پولی داشته باشد تا برای آنها لباس و هرچه كه بچه‌هایش می‌خواهد تهیه كند و دیگر دست آنها پیش مردم دراز نباشد و دیگر نگران خوردن زن و بچه‌هایش نباشد.
رحمت، 9 ساله

اگر
اگر پدرم فرصت كند یك نقاشی برای اگر می‌كشد تا من یاد بگیرم اگر را نقاشی كنم. اگر مادرم كاموا داشته باشد برای همه بچه‌ها كله و دستكش می‌بافد كه سرما نخورند. اگر برادرت و برادر بزرگم وقت كند مدرسه را مجانی رنگ می‌زند تا بچه‌ها خوشحال‌تر شوند و بیشتر درس بخوانند. اگر من بتوانم هر جمعه به مدرسه بیایم خیلی بهتر است. بیشتر جمعه‌ها با برادرم سر كار می‌روم و پدرم شب‌ها دیر به خانه می‌آید و صبح زود می‌رود و كاموا هم خیلی گران است. جبار، 13 ساله، پنجم دبستان

خجالت
صاحبكار بابام برای عید بهش پول نمی‌ده بابام از اینكه نمی‌تونه برای ما لباس بخره خجالت می‌كشه منم از اینكه عید مجبورم دوباره لباس‌های كهنه‌ام را بپوشم خجالت می‌كشم.
سمیه، 15 ساله

خجالت
شب اومد خونه مثل هر شب خسته خسته آه و ناله می‌كرد دلم می‌خواست بوسش كنم بگم دوستش دارم اما خجالت كشیدم.
میترا، 16 ساله، سوم راهنمایی

آرزو
من جوراب فروشی را دوست ندارم چون كه شهرداری من را می‌گیرد و به كلانتری می‌برد مامانم نگران می‌شود و زیاد پول از دستش می‌رود. من دوست دارم به مدرسه بروم و سر كار نروم چون من مدرسه را دوست دارم و دوست دارم وقتی بزرگ شدم معلم شوم.
سعید، 12 ساله، اول دبستان (سعید دیكته كرده و توسط شخص دیگری نوشته شده است).

..................................

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سمکو در شنبه ششم مهر 1387 و ساعت 14:16 |

http://sosialism2.blogfa.com/