تبليغاتX
سوسیالیسم
سوسیالیسم
سیاسی اجتماعی تئوریک
بیکاری جوانان دو برابر نرخ رسمی بیکاری کشور

 

بیکاری جوانان دو برابر نرخ رسمی بیکاری کشور123

 

 

 

 

تازه ترین امارهای مربوط به بیکاری جوانان و تعداد کودکان کار و خیابانی حاکی از ان است که این امارها حتی طبق نظرات مسئولین و نهادهای وابسته به رژیم اسلامی نسبت به سال قبل رشدی فزاینده داشته است و گفته میشود که تعداد کودکان کار و خیابانی دوبرابر شده است.

معاون طرح های آماری مرکز آمار با اشاره به اینکه نرخ بیکاری جوانان دو برابر نرخ بیکاری 6/9 درصدی کل جمعیت کشور است، گفت: «برخی تصور می کنند نرخ 6/9 درصدی واقعی نیست. علیرضا زاهدیان در توضیح این آمار گفت: این نرخ مربوط به کل کشور است و بیکاری جوانان که ملموس تر است دو برابر 6/9 درصد و حدود 18 درصد است در نتیجه آمار بیکاری جوانان 15 تا 28 سال بیش از 6/9 درصد احساس می شود.» .وی در پاسخ به این پرسش که چرا آمارهای اعلام شده مرکز آمار، مرکز پژوهش ها و بانک مرکزی در موارد مختلف با هم فرق می کنند، گفت: «طبق قانون مسوول جمع آوری اطلاعات و آمار، مرکز آمار ایران است و بقیه دستگاه های اجرایی که وظایفی دارند و ذی نفع هستند نباید به جمع آوری آمار مبادرت کنند چون مرکز آمار طبق استانداردهای جهانی و به عنوان نهادی مستقل مشغول جمع آوری آمار است اما دستگاه های ذی نفع ممکن است در روش ها و تحلیل آمار متفاوت از مرکز آمار عمل کنند.».

نامبرده همچنین گفت که افزایش نرخ بیکاری در سال آینده اگرچه نرخ بیکاری در بهار سال 87 تحت تاثیر گزارش های مربوط به طرح های زودبازده در حد 6/9 درصد اعلام شده است اما برخی کارشناسان با اشاره به دو موضوع متفاوت معتقدند نرخ بیکاری در حال حاضر بالاتر از نرخ اعلام شده است.موضوع اول آن است که با توجه به نرخ رشد جمعیت و تعداد جمعیت فعال موجود در کشور و ظرفیت اقتصاد ایران برای ایجاد اشتغال، امکان کاهش نرخ بیکاری تا این سطح امکان پذیر نیست.غلامعلی فرجادی کارشناس بازار کار در این زمینه گفت: «با توجه به سرشماری سال 85 جمعیت فعال حدود 23 میلیون نفر و تعداد شاغلان 5/20 میلیون نفر است و 5/2 میلیون بیکار داشته ایم و نرخ بیکاری 5/12 درصد اعلام شد. در نتیجه با توجه به رشد جمعیت چهار درصدی جمعیت فعال در سال 87 حدود 25 میلیون نفر جمعیت فعال داریم که با توجه به نرخ بیکاری 5/9 درصدی در حال حاضر باید 7/23 میلیون نفر شاغل داشته باشیم و به عبارتی سه میلیون و 250 هزار نفر یا سالی 6/1 میلیون نفر شغل جدید ایجاد کرده باشیم تا بیکاری را از 5/12 درصد سال 85 به 5/9 درصد فعلی برسانیم. حال آنکه اقتصاد ایران ظرفیت ایجاد اشتغال سالی 6/1 میلیون نفر را ندارد.»موضوع دوم که کاهش نرخ بیکاری را به 6/9 درصد رد می کند، کاهش خرید و فروش ساختمان و رکود در بخش ساختمان است که اشتغال در بخش کارگران ساختمانی و اشتغال در بخش های آهنی و فولاد، آجرپزی و مصالح ساختمانی، شیشه و در و پنجره و بسیاری دیگر از صنایع مرتبط با ساختمانی را با کاهش نسبی مواجه می کند. باتوجه به این دو موضوع کارشناسان، سال آینده را سال توام با رکود پیش بینی می کنند.از طرفی دیگر بنابه گزارش سایت ایلنا: بيش از 90 درصد کودکان کار و خيابان کشور به دليل فقر و تنگدستى و تلاش براى تامين معيشت خانواده خود بى سواد باقى مانده اند. یک عضو هيات موسس شبکه يارى رسانی به  کودکان کار و خيابان در گفت و گو با خبرنگار "ايلنا"، گفت : کودکان کار در ايران به دليل فشارهاى سنگين مالى در تامين هزينه خانواده از کمترين آموزش هاى علمى و اجتماعى بهره مند مى شوند و بيش از 90 درصد آنها حتى سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند. او افزود: با وجود فعاليت9 مرکز حمايت از کودکان کار که تا کنون با کمترين حمايت دولت به راه خود ادامه داده است بيش از 400 هزار کودک کار در سطح استان تهران هنوز هيچ گونه آموزشى نديده است. اين روانشناس گفت: کودکان کار از ترس تشکيل پرونده تکدى گرى و شناسايى آمار،‌‏ به مراکز دولتى مراجعه نکرده و حاضر نمى شوند خود را معرفى کنند.  مدیر کل سازمان بهزیستی استان تهران، طاهر رستمی، چند روز پیش در گفت وگو با خبرنگار خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت که:  شمار کودکان خیابانی استان تهران طی یک سال گذشته دو برابر شده است. وی افزود که در سال ۱۳۸۶ در مجموع ۴۶۰ کودک خیابانی و کار شناسایی شده بودند که از این تعداد ۸۰ نفرشان کودک کار بودند. به گفته رستمی آمار امسال حاکی از وجود نزدیک به ۸۰۰ نفر کودک خیابانی و کار در استان تهران است. نامبرده ادعا کرده است که  این آمار رسمی است. اما با این حال کارشناسان تردید دارند که این آمار دربرگیرنده همه کودکان خیابانی استان تهران باشد. همچنین افزایش دوبرابری تنها محدود به تهران نیست، بلکه دیگر شهرهای بزرگ ایران، مثل اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز نیز با این پدیده روبرو هستند.به گفته شاهدان عینی بیشتر کودکان خیابانی از صبح تا شب در حال تکدی هستند و آنچه را بدست می‌آورند به باج‌گیرانی می‌دهند که این کودکان را در خدمت خود گرفته‌اند. پدر و مادر برخی  از این کودکان معتادند و فرزندانشان را به باج‌گیران اجاره داده‌اند، یا خود نیز مشغول تکدی هستند. همچنین اخبار موثقی در دست است که باج‌گیران با دادن بخشی از پول حاصل از تکدی کودکان به برخی از ماموران پلیس، راه را برای شرکت سهامی نامريی خود هموار می‌کنند.  

در واقع روزانه هزاران کودک بیگناه کار در خیابانها در نقاط مختلف دنیا قربانی منافع سرمایه داری می شوند. . در ايران تحت حاکميت رژیم اسلامى هم از طرفی ميليون‌ها کودک کارگر در شرايطی بسیار سخت به بردگى مزدى اشتغال دارند و از طرفی دیگر به دلیل فقر و فلاکت اقتصادی خانواده ها  ملیونها جوان به دنبال پیدا کردن کار برای کمک به خانواده هستند که هیچ گاه چنین کاری را نخواهند یافت. در دوران جهانی شدن سرمایه داری که اقتصاد جهان با بحرانی فزاینده و ناپایدار روبرو است، کسب سود عظیم شرکت ها در کنار افزایش نرخ بیکاری ادامه می یابد. نظام سرمایه داری برای کاهش ارزش کار به این افزایش بیکاری نیاز دارد. به این صورت بیکاری به بخشی از حیات این نظام مبدل میشود . یکی از سودمندیهای این  افزایش بیکاری برای کشورهای مبتنی بر نظام سرمایه داری و از جمله رژیم اسلامی در ایران نیز، کاسته شدن قدرت کارگران برای تعرض به این فلاکت اقتصادی است.  از طرفی دیگر در کنار این بیکاری مطلق کارهایی هم که برای بخش دیگر از جوانان یافت میشود موفقت و فصلی میباشد. جوانان بیکار به ناچار برای گذران زندگی بطور وسیعی در بازارهای کار موقت و با دستمزدهای ناچیز وارد می شوند. ولی حتی کارهای موقت و فصلی که بتواند جوابگوی این نیاز افزاینده برای گذران زندگی باشد همیشه و به اندازه کافی یافت نمی شوند. کارگران موقت و فصلی از حق داشتن اتحادیه برخوردار نیستند و امنیت کاری ندارند. کار موقت نه تنها میزان بیکاری را پنهان می کند بلکه عمق بیکاری دست کم گرفته می شود. به این صورت مشاهده میکنیم که کار موقت و فصلی با تمام مشکلاتی هم دارد باز هم به سود سرمایه داران است از یکطرف به اتحاد و همبستگی کارگری صدمه میزند و از طرفی دیگر نیز عمق بیکاری و فلاکت را با ان پوشش میدهند

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در شنبه شانزدهم شهریور 1387 و ساعت 23:29 |
گرامی یاد یازده شهریور سالروز تشکیل حزب کمونیست ایران

گرامی یاد یازده شهریور سالروز تشکیل حزب کمونیست ایران

 زنده باد کمونیزم

زنده باد حزب کمونیست ایران زنده باد کومله

 

 

 

 

 

 

 

 

یازدهم شهریور سالروز تشکیل حزب کمونیست ایران است. 25 سال پیش در چنین روزی، حزب کمونیست ایران، در یک کنگرۀ موُسس بنیان گذاری شد و رسما موجودیت خود را اعلام نمود.جریانات تشکیل دهنده  حزب، از اعضاء و فعالین کومه له، سازمان اتحاد مبارزان کمونیست، بخشی از سازمان پیکار در راه آزادی طبقۀ کارگر، بخشی از چریکهای فدایی خلق ایران وبرخی دیگر از جریانات خط 3 بودند . پیوستن به حزب کمونیست ایران با استقبال عمومی در صفوف کومه له روبرو شد و از آن موقع تاکنون مبارزین کومه له د رکردستان، با سربلندی وامید پرچم این حزب را همراه با دیگر همرزمانشان برافراشته نگاه داشته اند.

 با اعلام تاسیس حزب کمونیست ایران، جریانی که از چند سال پیش از آن، در جنبش کمونیستی ایران برآرمان رهایی بخش طبقۀ کارگر، بر لزوم تشکل مستقل طبقۀ کارگر، بر اهداف وخواستهای این طبقه پای فشرده بود وکارگران را به مبارزۀ مستقل وانقلاب طبقاتی خود فراخوانده بود،  نه فقط آنچه راکه تا آن زمان بدست آورده بود، تثبیت کرد، بلکه مسیر پیشروهای هر چه بیشتر را هم هموار نمود. این نقطۀ آغازی بود در راهی که طبقۀ کارگر میتواند و باید پیروزمندانه بپیماید تا از طبقۀ استثمار شونده ومحروم این جامعه به طبقۀ حاکم گذر کند. و با بدست گرفتن اهرم های قدرت سیاسی، بنیان جامعۀ طبقاتی را زیرورو سازد وسرانجام به تمام مصائب موجود اجتماعی، ستم ها، نابرابری ها، تبعیض واستثمار انسان توسط انسان خاتمه دهد.

در سالروز تاسیس حزب کمونیست ایران یاد و خاطرۀ تمامی رفقای پیشرو و کمونیستی را گرامی بداریم که در میدان مبارزۀ طبقاتی علیه نظام ستم و سرکوب سرمایه داری در ایران مبارزه کردند و در راه رسیدن به اهداف وآرمانهای طبقاتیشان جان خود را فدا کردند. همچنین یاد وخاطرۀ فداکاریهای رفقا وهمرزمانی را ارج بگذاریم که در صفوف حزب کمونیست ایران چه در زندان و زیر وحشیانه ترین شکنجه ها  بر چوبه دار و یا در برابر جوخه آتش دژخیمان جمهوری اسلامی، و چه در سنگرهای رزم انقلابی در کردستان و مبارزه مسلحانه در صفوف نیروی پیشمرگ کومه له  در نبرد و پیکار رودر رو با دشمن ،  برای هموار کردن راه مبارزۀ طبقۀ کارگر و تحقق اهداف این طبقۀ اجتماعی جانبازی کردند و جان وزندگی و هستی شان را در این راه فدا نمودند. جا دارد در این روز در برابر عزم و ارداۀ پولادین مبارزان کمونیستی که با تلاش و مبارزۀ مداوم وبی امانشان درکارخانه وکارگاه و در شهر و روستا در سراسر ایران و در میدانهای مبارزۀ عادلانه وانقلابی در کردستان پرچم سرخ سوسیالیسم را با سربلندی وافتخار به اهتزاز در آورده اند، مراتب احترام و ارادت عمیق خود را بجا آوریم..........

 

*************

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سمکو در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 1:16 |
حوادث محل کار

128 کارگر در اصفهان در عرض 4ماه به علت حوادث ناشی از کار کشته يا مصدوم شده اند.

 

123
رئيس سازمان كار و امور اجتماعى استان اصفهان گفت: در چهار ماه نخست امسال، 127 مورد حادثه ناشى از كار، اتفاق افتاد كه در اين حوادث 128 نفر فوت كرده يا دچار آسيب شده‌اند. “مرتضى ماندنى” در گفتگو با خبرنگار فارس در اصفهان افزود: شش نفر از اين حادثه‌ديدگان زن و 122 نفر مرد هستند. وى اظهار داشت: 45 نفر كارگر حادثه ديده مجرد و 83 نفر متاهل هستند كه اين امر نشان مي‌دهد افراد متأهل بيشتر دچار حوادث ناشى از كار مي‌شوند. رئيس سازمان كار و امور اجتماعى استان اصفهان با اشاره به اينكه بيشترين آمار حادثه در گروه سنى 25 تا 29 سال و با مدرك تحصيلى راهنمايى و سيكل اتفاق مي‌افتد، خاطر نشان كرد: از تعداد حوادث گفته‌شده، 28 مورد منجر به فوت، 22 مورد قطع عضو، 9 مورد سوختگي، شش مورد نقص عضو و 63 مورد مربوط به جراحت، شكستگى و مسموميت است.

واقعيت امر اين است كه علت اصلي وقوع حوادث محل کار طمع و سودپرستی سرمايه داران است. در سيستم سرمايه داري جان كارگر ارزش‏ ندارد. جان کارگر تنها به این میزان برای سرمايه داران ارزش دارد که بتوانند سود را در روزی دیگر تأمین کنند و در این راستا نیز يکصدم تلاشي را که براي حفظ ماشين آلات ميکنند براي حفظ سلامت و ايمني کارگر نميکنند. حادثه محل كار ميتواند علل متفاوتي داشته باشد ولي ريشه همه آنها در وجود نظام سرمايه داريست چون تأمین وسائل امنیت جان کارگران برای سرمایه دارن هزینه بردار است و از میزان سود ناشی از استثمار کارگر میکاهد به این دلیل نیز سرمایه داران نیز از تامین امکانات امنیت محل کار سرباز میزنند. این کار سرمایه داران اعلام جنگی تمام عیار علیه جان کارگران است و به همین دلیل نیز بايد جلوي اين جنايت جامعه سرمايه داري و اين جنگ اعلام نشده سرمايه داران عليه كارگران ايستاد و با اتحاد و مبارزه کارگران  از ميزان حوادث كار کم کرد.

یکی از عواملی که سوانح حین کار را موجب میشود پايين نگاه داشتن دستمزد کارگران است که  آنان را مجبور به تن دادن به اضافه كاري ميكند. كارگران که برای تهیه مایحتاج زندگی خود با آن میزان از دستمزد در تنگنا قرار میگیرند ناچارا به اضافه کاری رو می اورند که خستگی بیش از حد و در نتیجه پایین امدن میزان هوشیاری حین سانحه را می افریند. به همین دلیل موارد زیادی  از حوادث كار در ساعات اضافه كاري اتفاق ميافتد. در نتيجه کارگري که بعد از ساعتها کار و خستگی بیش از حد بر روی دستگاهی برقی کار میکند که نیاز به هوشیاری زیادی دارد و با سرعتی یکنواخت کار میکند دچار حادثه میشود.عدم آشنایی کافی  كارگران  و نبود آموزش‏ كافي آنها نیز یکی دیگر از عوامل ایجاد حادثه در حین کار است. اغل اوقات به دلیل عدم اشنا یی کافی کارگران در مورد ماشین الاتی که بر روی انها کار میکنند دچار اسیب دیدگیهای شدید و گاها جبران ناپذیر میشوند که باعث میشود حتی کارگر کار خود را از دست دهد لذا اموزش کافی در مورد کاری که کارگران در انها مشغول کار هستند از جمله خواسته هایی هستند که همیشه با بی توجهی کارفرماها مواجه شده است. در حالی که  كار با ماشين آلات احتياج به آموزش دارد و كارگر آموزش‏ ديده و مطلع از خطرات کار با ماشينها از درصد اسیب دیدگی محل کار به درجات زیادی میکاهد. اما سرمايه داران  براي اينكه هزينه اي براي آموزش‏ دادن كارگر پرداخت نكنند از دادن آموزش‏ لازم به كارگر سرباز مزنند و با اين وضعيت كارگر را به سادگي در معرض‏ خطر قرار ميدهند. کارگران در حین اسیب دیدگی  نیز مورد مواخذه کارفرما قرارمیگیرند. هم از کار بیکار میشوند و هم اینکه به انها گفته میشود که کارگران اهمال کاری کرده اند و به این دلیل است که دچار سانحه شده اند. در این صورت نیز چون کارفرما و سرمایه داران از پشتیبانی قانونی قانون کاراسلامی و وزارت کار رژیم بهرمند هستند هیچ گونه حقی را برای جبران اسیب دیدگی کارگران و جبران حادثه محل کار برای کارگران به رسمیت نمی شناسند.شدت کار و روند افزایش ان نیز ترفندی دیگر است که کارفرماها براي کسب سود بيشتر از آن بهره ميگيرند و عاقبت نیز به دلیل خستگی کارگر باعث حادثه میشود در این صورت کارفرما با بالابردن سرعت ماشين آلات براي افزایش تولید و سودهی بیشتر کارگران را قربانی سودپرستی خود میکنند .

بدین صورت سرمايه داران سودپرست و سودجو محيط کار را به قتلگاه کارگران تبدیل میکنند و طمع بالابردن سود و شدت رقبای خود اینگونه کارگران قربانی میکنند.در واقع این مسئله کاملا روشن است که تا این نظام سودپرست که تنها سود را بازمیشناسد بر روی کار است سوانح محل کار و قربانی شدن خانواده های کارگر جزئی از کار محسوب میشوند اما این هیچگاه به این معنی نیست که نمیشود در همین نظام نیز جلوی این گونه وحشیگریهای سرمایه داران را گرفت و عقب نشینیهایی را تا سرنگونی نهایی به آنها تحمیل کرد. کارگران در هر حرکت اعتراضی برای بالابردن دستمزد و کم کردن ساعات کار و سایر حقوق و مزایای خود میتوانند بالابردن ایمنی محل کار را به یکی از خواسته های خود تبدیل و مصرانه بر روی تحقق این خواسته پافشاری کنند. بدین صورت میشود از تلفات محل کار و اسیب پذیری کارگران در حین کار به میزان چشمگیری کم کرد.

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت 14:2 |

http://sosialism2.blogfa.com/