دویچه وله: از قلب اروپا
فرهنگ و هنر | 13.03.2008
نظرات مارکس همچنان زنده و مطرحاند
مارکس به وضوح توضیح میدهد که با رشد سرمایه داری ، مرزهای ملی از بین میروند و همه چیز فرو میریزد. به این ترتیب بود که او جهانی شدن را در مرکز طرح خود قرار داد و نظام اقتصادی آینده را پیشگویی کرد
پروفسور ولفگانگ لئونهارد((Wolfgang Leonhard کارشناس صاحبنام تاریخ کمونیسم است. اومدت ۲۱سال است که دردانشگاه ییل امریکا دراین رشته مشغول تدریس است. این نویسنده سیاسی همچنین مطالعات زیادی دررشتهی اقتصاد انجام داده و تسلط زیادی در این زمینه دارد.
لئونهارد که ۸۷ سال دارد در پایان جنگ جهانی دوم، به دستور استالین ، به همراه گروه والتر اولبریشت (Walter Ulbricht) سیستم سوسیالستی را دربخش آلمان شرقی که تحت کنترل شوروی بود، پایهگذاری کردند. او چهار سال بعد به یوگسلاوی فرار کرد و پس از آن بعنوان منتقد و مخالف کمونیسم دیکتاتوری و بوروکراتیک شناخته شد و کتابی با عنوان" انقلاب فرزندان خود را میخورد" در این زمینه به چاپ رساند.
ولفگانگ لئونهارد کارشناس معروف کمونیسم معتقد است که نظرات کارل مارکس، امروزه زندهتر از گذشته هستند.
پرفسور لئونهارد در گفتگویی با خبرگزاری آلمان میگوید که، زندگی در آلمان بازنمایی از پیشگوییهای این فیلسوف و اقتصاددان است. مارکس در قرن نوزدهم به این نتیجهگیری دست یافت که مسایل اقتصادی یک کشور، تعیین کننده هستند و برتمام سطوح زندگی تأثیر میگذارند. اعتصاب، تظاهرات و بحث بر سر تفاوت درآمد و هزینهها نمونهای از این مسایل هستند.
مارکس به وضوح توضیح میدهد که با رشد سرمایه داری ، مرزهای ملی از بین میروند و همه چیز فرو میریزد. به این ترتیب بود که جهانی شدن در مرکز طرح او قرارگرفت و سیستم آینده را پیشگویی کرد. البته مفاهیم کارگر، سرمایهدار و اعتصاب امروز به شکل دیگری بکار میرود.
لئونهارد معتقد است سیاست در آلمان به شکل فزایندهای بی مفهوم شده است و برنامهریزی طولانی مدتی را به همراه ندارد. امروزه سیاست حول محور مسایل کوچک میچرخد و اینکه تا شش ماه بعد چه باید کرد. لئونهارد میگوید: «نمیتوان زندگی را در این برنامهها محدود کرد.» نداشتن آرزو و برنامه ریزی مشخص ، یک فقرزدگی غیرعادی و نگران کننده است.
اودر عین حال از ممنوعیت عملی مطرح کردن تئوری سخن میگوید:« اگر کسی با این نظریات و تئوریهای راهبردی پا به میدان بگذارد، میگویند او عامهگرا(پوپولیست)، کهنهاندیش و فاقد درک واقعیتهاست. آینده نگری یک امر مسلم است و باید وجود داشته باشد وگرنه اشتیاق و امید از بین میرود. مردم یک کشور بدون چشمانداز به آینده ودید بلند مدت نمیتوانند زندگی کنند.» لئونهارد در پایان میافزاید:
«بعداً نظریات مارکس توسط سردمداران شوروی به شکل غلطی اجرا شد و مورد سواستفاده قرار گرفت. مارکسیسم به یک موضوع تهوعآورتبدیل شد.» و در پایان میگوید:« این مارکسیسم همراه با نمایندگان متعصب و ساده اندیشش مرد.»
ک/ (خبرگزاری آلمان)
گزارش مختصرى از عدم برگذارى مراسم روز جھانى زن ( ٨ مارس ) در شھر سقز
ديروز از ساعت ٥ بعدظھر و زير شديترين تدابير امنيتى جھت جلوگيرى از مراسم ٨ مارس، دسته دسته زنان و مردان آزاديخواه و برابرى طلب، بمنظر گرامى داشت روز جھانى زن، از ميدان آزادى بسوى ميدان عقاب ( ھهلو ) راه افتادند.
ساعت ٦ بعدظھر، دھھا نفر از انسانھاى برابرى طلب با پخش شيرينى و تبريک اين روز بزرگ حضور به ھم رساندند. طبق تصميم قبلى، قرار بر اين بود که ساعت ٦ مراسم آغاز شود، اما نيروھاى امنيتى از ساعت ٤ بعدظھر سه منطقه اصلى و حساس اين شھر يعنى چھار راه آزادى، ميدان ھهلو و ميدان آزادى را محاصره کرده بودند.
در ميدان عقاب که محل اصلى تجمع بود، فضاء بسيار آلوده و ناامنتر بنظر مى رسيد. اما عليرغم اين فضاى پليسى، زنان و مردان برابرى طلب مصمم بودند که مراسم ٨ مارس را برگذار نمايند. منتھا، در حين برگذارى مراسم، پليس وارد تجمع شد و از آنھا خواست که متفرق شوند. شرکت کنندگان در جواب به درخواست پليس گفتند "ما کار خلافى را انجام نداده و مانند بقيه انسان ھاى سراسر دنيا تنھا روز جھانى زن را گرامى مى داريم" اما پليس به اين حرف ھاى انسانى نهتنھا گوش نداد بلکه حضار را به عناوين مختلف تھديد کرد.
پليس در حين متفرق کردن شرکت کنندگان روز جھانى زن، با مقاومت گسترده آنھا روبرو قرار گرفت و در جريان اين کشمکشھا، مجبور شد که تقاضاى نيروى کمکى نمايد. ديرى نگذشت که نيروھاى کمکى مانند مورچه و ملخ در ميدان ھهلو ظاھر شدند و چھار طرف ما را ھمچون حلقه دراويش گرفتند و متاسفانه نگذاشتند که مراسم روز جھانى زن برگذار شود.
کميته برگذارى ٨ مارس ٢٠٠٨ شھر سقز
تکثير از سايت اتحاد کارگرى
محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج :
8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان وانسانهای آزادیخواه تبریک می گویم!!!
8 مارس روز جهانی زن را به همه زنان وانسانهای آزادیخواه تبریک می گویم!!!
گرامی می دارم، 8 مارس، روز جهانی زن را.
هشت مارس برای انسان های شریف و آگاه، یاد آور مبارزات زنان کارگر نساجی است، که برای به دست آوردن حقوق و منزلت اجتماعی برابر در سال 1907 در شهر نیویورک اقدام به راهپیمایی کردند. همان طور که می دانیم این مبارزات در روند خویش، منجر به دستیابی زنان به بسیاری از حقوق اجتماعی در سطح جهان شد. اما امروز در ایران در شرایطی هشت مارس جشن می گیریم که زنان این سرزمین از ابتدایی ترین حقوق و استانداردهای بین المللی محرومند. نظام سرمایه داری در کشورهایی چون ایران شدیداً به نیروی کار ارزان که عمدتاً زنان و سپس کودکان را شامل می شود، دل بسته است.
گذشته از این، زنان در ایران از سلطه ی مرد سالارانه و تبعیض جنسی نیز رنج می برند که در جای خود ستم مضاعفی را بر زنان تحمیل می کند. بنابراین زنان، در کشورهایی چون ایران، به ناچار در دو جبهه می جنگند:1- مبارزه با نظام انسان ستیز سرمایه داری2- مبارزه با سلطه ی مرد سالارانه و آپارتاید جنسی که در اعماق جامعه ی ما هم چنان نفوذ خود را بر فرهنگ، رفتار و نگرش مردان و بعضاً زنان حفظ کرده است. امروز زنان آگاه و مبارز این سرزمین، هم صدا با دیگر خواهران خود در دیگر نقاط جهان، برای رفع هر گونه ستم طبقاتی و نابرابری های اجتماعی، مبارزات برحق خود را پیش می برند. اما مبارزه برای رهایی زنان تنها امر زنان نیست، این وظیفه همه انسانهای آزاده است که دوش بدوش زنان برای هر چه تودهای تر کردن این جنبش برای به میدان آوردن زنان کارگر و زحمتکش تلاش کنند. باید برای اتحاد جنبش زنان با جنبش کارگری تلاش کنیم.
درود بر زنانی که در راه احقاق حقوق انسانی خویش در برابر ستم سرمایه داری و سلطه ی ارتجاعی مرد سالارانه ایستادگی و مبارزه ی سراسری خویش را پیش می برند.
محمود صالحی- زندان مرکزی شهرسنندج
تاریخ ۱۴/۱۲/۱۳۸۶ برابر با ۴ مارس ۲۰۰۸
..."دفاع بوش از به رسمیت شناختن استقلال کوزوو" (سایت بی بی سی ) . استقلال کوزوو که چند روزی است به خبر داغ رسانه های سرمایه اری تبدیل شده است نه در جریان یک انتخابات ازاد و دموکراتیک که درآن مردمان این کشور رأی به جدا شدن و اعلام استقلال کرده باشند بلکه این استقلال از بالا "...با ارسال نامه هایی برای دولت های 192 کشور جهان، خواستار به رسمیت شناختن استقلال کشورشان شدند...". خود ناشی از توازنی است که نهایتا" استقلال" در کلی ترین سطح خود در جهت منافع قدرتهای منطقه بوده است. آنطرف تر........"مرگ ده ها فلسطینی در غزه در پی حملات رژیم اسرائیل " (سایت بی بی سی) که بیش از نیم قرن است برای چنین خواسته ای کودکان و زنان و مردمان بی دفاع تاوان این آنتاگونیسم منافع را میدهند. کمی آنطرفتر ....."حمله هوایی دوباره ترکیه به شمال عراق" (سایت بی بی سی) با چراغ سبز دولت آمریکا آنهم از سر مصلحت سرمایه داری جهانی... نظرشما چیه ؟



" کمیته هماهنگی ابزار تسویه حساب با نظام مزدی"
در افزوده ای به سوسیالیسم تخیلی
سمکونوری
شاید در نوشته های ناصر پایدار، خصوصا" نوشته های اخیر ایشان در مورد کمیته هماهنگی و کل جنبش کارگری درایران چنین جمله ای را با این صراحت نتوان یافت که "کمیته هماهنگی ابزار تسویه حساب با نظام مزدی"است . اما با خواندن مقالات ناصر پایدار علی الخصوص مقاله ای تحت عنوان "در باره مقاله کمیته هماهنگی بر سر دوراهی" میتوان دریافت که باگذشت دهه ها از منسوخ شدن ایده سوسیالیسم تخیلی و سایر سوسیالیسم های رنگی "تزهای"ناصر پایدار که برای تزریق به کمیته هماهنگی ابداع کرده و از جانب اکثریت اعضای کمیته هماهنگی به طرق گوناگون مورد چالش جدی قرار گرفته، به گونه ای که آنها را به عقب نشستن و در لاک دفاعی قراردادن وادار کرده، درافزوده ای با ارزش از جهت رویکرد بورژوازی به سوسیالسم تخیلی باشد.اما تنها اشکال آن شاید دیرکردش به مدت یک و نیم قرن، کمتر یا بیشتر باشد!
ناصر پایدرا در این مقاله " در باره مقاله کمیته هماهنگی بر سر دوراهی" با چیدمان ماهرانه ای از عبارات متناقض، خود و جریانش " لغوکارمزدی"را تا منتهی الیه راست حافظ نظم سرمایه و منافع صاحبان صنایع سوق داده است.ناصر پایدار دراین مقاله شاید ده بار از کلمات " راست و چپ رفرمیسم و لغوکارمزدی و سوسیالسیم مارکسی" برای بخش تزئینات مقاله استفاده کرده باشد اما چون تنها اینها کافی نیستند و به استناد به عملکرد یک جنبش (جنبش کارگری در سطح جهان وایران)، میتوان گفت ایشان با ترسیم این کوره راه که ادعای به اصطلاح "سوسیالسیم مارکسی لغوکارمزدی" را دارد، تنها در همان منتهی الیه گرایش راست درون جنبش کارگری و خصوصا"کمیته هماهنگی قرار خواهد گرفت. در مورد تشکل کارگری بارها گفته و نوشته شده است که علی رغم تصورات و تلقیات گوناگون، و مستقل از جنگ و جدالهای اسمی تشکل کارگری ظرفی برای مبارزه کارگران جهت مطالبات اقتصادی میباشد که به دو صورت در شرایط کنونی جنبش کارگری در ایران قابل بررسی میباشد. یا اینکه مستقل از دولت بورژوازی است یا وابسته به آن، که وابستگی ومستقل بودن آن دراین مقطع از جنبش کارگری هیچگاه از اسم آن قابل استنتاج نیست، بلکه نهایتا" وابستگی و عدم وابستگی تشکل های کارگری به نتیجه جدال گرایشات درونی تشکلها و دست بالا پیداکردن گرایش چپ و پس راندن گرایشات رفرمیست و بورژوازی حتی تحت نام ضدیت با سرمایه داری ومرزبندی با گرایشات رفرمیست که در پی فعل و انفعالات سیاسی و اقتصادی که خواسته های منطبق با این دوره را موجب شده است ، برمیگردد. در واقع هر میزان از پیشروی طبقه کارگر که در هر مرحله ای از مبارزه خود خواسته ها و مطالباتی را نمایندگی میکند، این خواسته ها و مطالبات مهر زمان ومکان و میزان مشخصی از توازن قوای میان کارگر و سرمایه دار را برخود دارد. مثلا خواست کاستن ساعت کار از 40 ساعت به 35 و کمتر گرچه در ضدیت با سرمایه داری است خود این خواسته نشان ازمیزانی از قدرت طبقه کارگر است که اگر در شرایطی دیگر بود جای این خواسته ها ما شاهد تلاش طبقه کارگر جهت مدیریت و کنترل کارخانه به اراده خود کارگران میبودیم.
كدام پرچم، در آينده ي كميته هماهنگي برافراشته خواهد شد؟ ن :محمد حسین
در باره مقاله « کمیته هماهنگی بر سر دو راهی » ن : ناصر پایدار
ادامه مطلب



href="http://16-azar.blogspot.com/">
