تبليغاتX
سوسیالیسم
سوسیالیسم
سیاسی اجتماعی تئوریک
کسی که میخندد خبر هولناک را نشنیده است (برشت)

کسی که میخندد خبر هولناک را نشنیده است (برشت)

                                                                                                                           طبقه کارگر افشاکننده نظام سرمایه

 

اگر روزی از طریق رسانه های جمعی باخبر شدید که حیوانات درنده باغ وحش محل اقامتتان به علت سهل انگاری  کارکنان آن یا به هر دلیل دیگری وارد شهر شده اند، چقدر از اینکه مبادا خود و خانواده تان مورد هجوم این حیوانات قرار نگیرید میترسید و چه اقداماتی را جهت خنثی کردن این احتمال انجام خواهید داد.  یا اگر خبر دادند که چند نفر قاتل زندانی از زندان فرار کرده اند و یک باند آدم ربایی ایجاد کرده اند، به چه میزان خواهید ترسید و برای حفظ جان خودتان و اطرافیان چه اقداماتی را در دستور کار قرار خواهید داد. دراین حالت به چه اندازه ای خواهید ترسید و تلاش خواهید کرد که این خطر متوجه شما نشود. اگر این خطر  به مراتب خیلی بزرگتر و حیوان درنده، درنده تر و احتمال خیلی نزدکتر باشد چه کاری میکنید؟ اگر جریانی سیاسی با سیاستی قومپرستانه و ناسیونالیستی تحت عنوان " حکومت خودمان" ، "ملت خودمان" ، " خا ک پاک خودمان" یا حل مسئله ستم ملی با شعار " فدرالیسم" یا هر شکل دیگر ناسیونالیستی حل این مسئله به میدان آمد چون تنها جای حیوانات درنده و باند آدم ربایی با الفاظ سیاسی پر شده است بازهم باید ترسید و با تلاشی فزاینده تر از قبل اقدامات لازم را جهت خثی کردن این خطر انجام داد. حکومت بورژوازی محلی کردستان عراق که خود لفظ "حکومت" نیز تنها دراین منطقه رایج است و به صورت رسمی هر گاه رئیس جمهور عراق که رهبر یکی از احزاب ناسیونالیستی و به شدت قومپرست و عشیره ای در کردستان عراق است از این منطقه با این اسم نام نمیبرد، مگر تنها آنوقت که بازبان کردی در میان مردم آنجا صحبت کند، نشان از درد و رنجی است که مردم ستمدیده درکردستان عراق از ترس صدام دیکتاتور به آن پناه بردند و تصور میکردند که اشکال کار در اینجاست که حکومت از خودشان نیست. پس لفظ " حکومت خودمان" از جانب این مردم هم نشان از درد و رنج است و هم ، همزمان مانعی در برابر بیان واقعی این درد و رنج.مردم کردستان عراق با این توهم و خوشخیالی که درکردستان "خودمان" حکومت میکنیم  این شعار را سر میدادند تا دگر بار علیه شان جنایت اعمال نشود اما همین " خودمان" باتلاقی به وسعت " جغرافیای خودمان" برای مردم گسترانیده که پر از تمساحهای " حکومت خودمان" است و حکومت اختاپوس "فدرالی کردستان خودمختار خودمان" تا فرق سر در جنایت  فرورفته و با دامن زدن به فرهنگ فردگرایی و بی تفاوتی ، بخشی از جامعه را در خلصه فروبرده است.به طوری که اگر دکانی کوچک داشته باشی با این توهم که این دکان به فروشگاه زنجیره ای و کمپانی تبدیل خواهد شد با بی تفاوتی تما از همه آن اتفاقاتی که می افتد تنها به ان فروشگاه زنجیره ای و سر تکان دادن به نشان تأیید این "حکومت خودمان" فکر میکنید و اگر این حکومت تمساح محلی کردستان به فرزندان همین مردم که همچون کارتون خوابهای تهران و سایر کشورهای پیشرفته حوزه دلار و یورو در جهان و مانند تمامی طبقات تحتانی جامعه در کنار خیابانها از فرط سرما یخ میزنند ، رحم نکرد با بی تفاوتی کامل از کنار آنها عبور میکنید. این درواقع همین فلسفه زندگی  جوامع سرمایه داری و حفظ منافع فرد در برابر جمع است که از هر کس برای خودش علیه دیگران را میخواهد.این همان فلسفه ای است که سود سرمایه و عقلیت انباشت هر چه بیشتر ارزش اضافی اخلاقیاتش و ارزشهای اجتماعی و "انسانیش" را تعین میبخشد.این همان فلسفه ای است که برای سرماخوردگی جزئی "مام جلال"، عروسک خیم شب بازی امریکا و رئیس جمهور حکومت اختاپوسهای بزرگتر با ان بندهایی که به دست و پاهایش بند است و آنها را خارج از اراده خود به حرکت در می اورد برای پایان دوره نقاهت سرماخوردگیش کاروانهایی از اتومبیلهای دست چندم اروپا و امریکا به خیابان می ایند اما همین عقلیت این سیاست را تعیین میکند که دستفروشی که 25 سال داشت و درکنار خیابان شهر سلیمانیه از سرما جان داد، هیچ کس چیزی نگوید.خبر از این قرار است که دیروز جوانی 25 ساله به نام حسین که در شهر سلیمانیه کردستان عراق با چرخ دستیش مشغول کسب وکار و تأمین زندگی خود و خانواده اش بوده که از جانب  پولیس مورد تعقیب قرار میگیرد و چرخ دستیش را توقیف میکنند و جوان 25 ساله نیز از ترس اینکه در حین برگشتن به خانه از طرف پدرش مورد سرزنش قرار نگیرد درگوشه ای از خیابانهای شهر سلیمانیه و درکنار سینما سیروان میخوابد که به علت برودت هوا درهمانجا جان میدهد. و ابن تاره گوشه هایی از این تراژدی است.

خیلی ها از سال 2003 که عراق مورد تجاوز امریکا قرار گرفت تا کنون این گفته را تکرار میکنند که در کردستان عراق چون بمب گزاری نمیشود و عملیات انتحاری کم انجام میشود، به همین دلیل در کردستان عراق امنیت هست. اینان با این تحلیل آبکی گرچه با این موضع درکنار سران این حکومت بورژوازی محلی قرار میگرند اما مسئله امنیت را از این زاویه میفهمند. نیمدانند یا نمی خواهند بدانند که هجوم وحشیانه پولیس این بورژوازی محلی به کارگران تاسلوجه و دانشجویان معترض در سلیمانیه و همین اواخر تلاش همین حکومت در جهت به تصویب رساندن قانون مرتجعانه ضد مطبوعات کافی است  بگوییم در اینجا اصلا" امنیت نیست.

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 1:27 |
سه متن پیرامون مسایل راهبردی جنبش دانشجویی ایران و وظایف دانشجویان کمونیست

سه متن پیرامون مسایل راهبردی جنبش دانشجویی ایران

 

 و وظایف دانشجویان کمونیست

 

 نسخهPDF

 

 ****************

 

 

درسهای 13 آذر

 

ایرج آذرین

 به نقل از " به پیش! " 27 یکشنبه 9 دی 1386، 30 دسامبر 2007

 

دستگیری بیش از چهل تن از فعالان سرشناس چپ دانشگاه ها در آستانۀ سالروز دانشجو بیشک ضربۀ بزرگی است. این ضربه ای محدود به چپ در دانشگاه و در جامعه نیست، بلکه بویژه ضربه ای بر پیکر جنبش دانشجویی است، که با هدایت فعالان چپ می توانست (و هنوز هم می تواند) فاز جدید و پر ثمری را آغاز کند. این مقاله ضربۀ اخیر را در رابطه با جنبش دانشجویی و نقش چپ در این جنبش بررسی می کند. بررسی معضلات عمومی تر چپ دانشجویی فرصت مستقلی را می طلبد.

 

(1)

نخست شاید باید یادآور شد که نفس حملۀ رژیم به جنبش دانشجویی و دستگیری فعالان چپ نیاز به علت یابی ندارد. به استثناء اصلاحگران حکومتی و هواخواهان مردم فریب (و یا خود فریب) اصلاح طلبی، برای هر فعال سیاسی در ایران روشن است که ماهیت سرکوبگر رژیم اسلامی تغییری نکرده است. فرجه ای که در چند سال گذشته برای طرح دیدگاه های مختلف، و از جمله عرض اندام چپ، در جامعه باز شده نه نتیجۀ نرم شدن رژیم بوده است و نه نتیجۀ عقب نشینی آن در برابر پیشروی جنبش های توده ای؛ بلکه نتیجۀ فرعی یک روند سیاسی ناگزیر است که طی آن رژیم اسلامی می باید خود را با خواسته های صاحبان سرمایه در ایران و الزامات سرمایه داری در عصر "جهانی شدن" منطبق کند(1). سرکوب دانشجویان چپ امری بی زمینه و بغتتا نبود. آنچه محتاج توضیح است نه نفس اقدام رژیم به سرکوب جنبش دانشجویی و دستگیری فعالان چپ، بلکه زمان این حمله است. 

 

از 16 آذر سال گذشته، که روشن شد چپ می رود تا به نیروی هژمونیک در جنبش دانشجویی بدل شود، سرکوب دانشجویان چپ در دستور کار کلیۀ جناح های رژیم قرار گرفت. و طرفه اینکه آنها که با حرارت تمام و به صراحت خواستار سرکوب چپ شدند طیف وسیع چهره های ریز و درشت جناح اصلاح طلب رژیم و محافل مدعی لیبرالیسم بودند. شیوخ اصلاحات، نظریه پرداران "نواندیشی دینی"، و ژورنالیست های قلم بمزد شبه لیبرال، که نمی توانند حتی بر سر لیست واحدی برای کاندیداهای شورای شهر توافق کنند، یک صدا سرکوب چپ در دانشگاه ها را به دولت حزب پادگانی توصیه کردند. دلایل این موضع اصلاح طلبان حکومتی روشن بود: اصلاح طلبان "خودی" رژیم نقش شان این است که انحصار اپوزیسیون را دارا باشند، و تنها در صورت سرکوب و غیاب چپ در جامعه است که امثال "نواندیشان دینی" مجال می یابند خود را تنها گزینۀ موجود آزادی خواهی جا بزنند(2).

 

جناح در قدرت نیز البته ابدا طاقت تحمل چپ در دانشگاه را نداشت، و آنچه احمدی نژاد در دیدار از دانشگاه ها مکررا بر سرش آمد بی تابی این جناح را برای سرکوب چپ تشدید می کرد. اما معضل دولت حزب پادگانی دقیقا این بود که چگونه سرکوب دانشجویان چپ سودش به کیسۀ رقبای اصلاح طلب نرود. زمان (timing) سرکوب چپ در دانشگاه ها را مسالۀ جنگ و افزایش احتمال حملۀ امریکا به دست داد: ائتلاف رفسنجانی – کروبی – خاتمی برای پیروزی در انتخابات مجلس هشتم در اسفند ماه آینده تمام امیدش را به مسألۀ جنگ گره زده است. حتی اگر بتوانند جلوی مداخلۀ شورای نگهبان و تقلب بسیج و سپاه را در انتخابات آینده بگیرند، خودشان می دانند که حنای دموکراتیزاسیون تدریجی رژیم رنگ باخته تر از آن است که فراخوانی برای مشارکت در انتخابات باشد. پس تنها امیدشان برای جلب آراء این است که به مردم بباورانند که هم احتمال حملۀ امریکا افزایش یافته است و هم اگر سر کار بیایند امریکا با اینها خواهد ساخت و جنگی در نخواهد گرفت. تظاهرات 13 آذر امسال به مناسبت روز دانشجو فرصتی برای جناح احمدی نژاد بود تا سرکوب دانشجویان چپ را هنگامی انجام دهد که در عین حال نگذارد رقبایش در ائتلاف رفسنجانی – کروبی – خاتمی در ژست ناجیان ملت از کام جنگ ظاهر شوند.

 

(2)

دستگیری ده ها فعال سرشناس چپ دانشگاه ها ضربۀ بزرگی است، اما رژیم از این ضربه به هدف سیاسی اش نرسید. اکنون مقامات رژیم (شامل همۀ جناح هایش) باید این درس را گرفته باشند که چپ در جنبش دانشجویی ریشه دارتر از آن است که با بگیر و ببند عده ای از فعالان شناخته شده بتوان جارویش کرد. این درس را بویژه آن دانشجویان دلیری به رژیم دیکته کردند که، در فردای دستگیری ده ها فعال چپ، تصمیم گرفتند مراسم 13 آذر را همچنان برگزار کنند؛ این درس را آن چند صد دانشجویی به رژیم دیکته کردند که در اوج تعقیب و دستگیری دانشجویان فعال به تظاهرات 13 آذر پیوستند؛ آن صدها و هزاران دانشجویی که در دانشگاه های بزرگ و کوچک شهرها و شهرستانها به حمایت از دستگیر شدگان اعتراض و تظاهرات کردند، و باز بویژه آنها که در پی دستگیری فعالان چپ ایجاد تشکل های جدید دانشجویی چپ را با جسارت اعلان نمودند.

 سردمداران رژیم اسلامی (شامل همۀ جناح هایش) راز ماندگاری چپ را نمی توانند درک کنند. مانند همۀ مرتجعان تاریخ گمان می کنند می توان چپ را با زندان و کشتار از جامعه حذف کرد. اما چپی که امروز در ایران و در دانشگاه های ایران شکل می گیرد نتیجۀ تبلیغات ایدئولوژیک احزاب و گروه ها نیست، بلکه واکنشی ناگزیر به نابرابری و استبداد است؛ واکنش به نابرابری اجتماعی ای که نشانی از کاهش ندارد، و استبداد سیاسی ای که رژیم اسلامی برای بقایش چاره ای جز اتکاء به آن نمی بیند. تا در ایران استثمار زحمتکشان و بی حقوقی عمومی هست، چپ بازتولید می شود. این چپی عقیدتی نیست، چپی اجتماعی است، و نمی توان جلوی عروجش را گرفت و دستبند زد و به زندان برد.>>>>>>>>>

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سمکو در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 15:5 |
اساسنامۀ کمیته هماهنگی و دو معنای "ضد سرمایه داری"

 

اساسنامۀ کمیته هماهنگی و دو معنای "ضد سرمایه داری"

 

ایرج آذرین

یه نقل از به پیش! 27 9 دی 1386، 30 دسامبر 2007

 نسخه PDF

کمیتۀ هماهنگی یکی از معدود نهادهای کارگری ایران است که در دور جدید برآمد جنبش کارگری در چهار سال اخیر ایجاد شده و سرنوشت آن برای همۀ فعالان سوسیالیست جنبش کارگری مهم است. ما پیش تر ارزیابی انتقادی خود را از معضلات پیشاروی کمیته هماهنگی به تفصیل طرح کرده ایم(1). اکنون خوشنودیم که در درون کمیتۀ هماهنگی تلاشی برای تصحیح اساسنامۀ قبلی در جریان است؛ اساسنامه ای که به نظر ما نقاط ضعفش بازتابی از موانع موجود در کمیته هماهنگی برای انجام وظیفۀ اصلی خود، یعنی فعالیت برای ایجاد تشکل های توده ای کارگری، بوده است. 

 

در برابر اساسنامۀ پیشنهادی اکثریت هیأت اجرایی کمیته هماهنگی، آقای محسن حکیمی (که نگارندۀ اساسنامۀ پیشین است) بدیل تازه ای ارائۀ داده و اکنون بحث بر سر این دو اساسنامۀ پیشنهادی در جریان است(2). اساسنامۀ پیشنهادی جدید محسن حکیمی برخی از اشکالات اساسنامۀ قبلی اش را تصحیح می کند و از برخی مواضع پیشین خود نیز عقب می نشیند؛ اما تلقی ویژۀ آقای حکیمی از "تشکل ضد سرمایه داری" که در پیشنهاد تازۀ او هم منعکس است اکنون به محور اختلافات بین دو اساسنامۀ پیشنهادی تبدیل شده است. برای اینکه کمیته هماهنگی بتواند از دور باطلی که به آن دچار است خارج شود حیاتی است تا محتوای واقعی اختلاف بر سر "تشکل ضد سرمایه داری" کاملا روشن شود.

 

محسن حکیمی، که بر حفظ عبارت "تشکل ضد سرمایه داری" در اساسنامۀ پیشنهادی تازۀ خود اصرار دارد، مدعی است که مخالفت با اساسنامۀ پیشنهادی او نشانۀ دیدگاه رفرمیسم مخالفان است و اساسنامۀ پیشنهادی اکثریت هیأت اجرایی را نیز به همین دلیل رفرمیستی می شمارد. اما خود حکیمی هم قطعا ادعا نخواهد کرد که مخالفان اساسنامۀ پیشنهادی او خواهان تشکل های کارگری ای هستند که ابزار همکاری با سرمایه داران باشد! مخالفت با اساسنامۀ پیشنهادی حکیمی به این دلیل نیست که عبارت "ضد سرمایه داری" را در خود دارد. اختلاف واقعی بر سر دیدگاه هایی است که بر دو اساسنامۀ پیشنهادی حاکم است نه بر سر کلمات. باید بحث بیحاصل بر سر الفاظ را رها کرد و به دیدگاه ها پرداخت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط سمکو در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 18:52 |
پیام به مناسبت کشتار کارگران مس خاتون آباد

پیام به مناسبت کشتار کارگران مس خاتون آباد

محمود صالحی


٤ بهمن ١٣٨٦


چهارم بهمن روز بزرگداشت کارگران جانباخته است. این روز به مناسبت چهارم بهمن 1382 و جان باختن کارگران مبارز معدن خاتون آباد ریاحی، مهدوی، جاویدی و مومنی بدست نمایندگان مسلح سرمایه نامگزاری شده است. این کارگران همراه همکاران و افراد خانواده‌های خود برای حفظ شغلهای خود به تجمعی اعتراضی و مسالمت آمیز دست زده بودند و جناتکارانه مورد هجوم و تیراندازی پلیس قرار گرفتند. من، در کنار بقیه کارگران حق خواه و معترض، یاد همه جانباختن کارگری را بزرگ میدارم و به طبقه خود، خانواده‌های گرامی جانباختگان کارگری و از جمله خانواده محترم جانباختگان خاتون آباد تسلیت میگویم و جنایات نمایندگان بی رحم سرمایه‌داری را محکوم مینمایم.

کارگران! صاحبان سرمایه و نمایندگانشان تنها زمانی میتوانند ما را اینگونه به خاک و خون بکشند که بطور پراکنده و یا بخش بخش دست به اعتراض بزنیم و از پشتیبانی موثر سایر بخشهای کارگری برخوردار نشویم. اگر نظام سرمایه‌داری اینگونه راحت و بی محابا به روی همطبقه‌ئی های ما آتش میگشاید، اگر نمایندگان کارگری را بدون هراس از عکس العمل سایر کارگران اخراچ میکند و اگر به خود جرات میدهد فعالین کارگری را زندانی کند به این دلیل است که ما هنوز در تشکلات کارگری خود را سازماندهی نکرده‌ایم. اگر ما تلاشهای کنونی خود برای سازمادهی توده‌ئی و کارگری را به سرانجام نرسانیم و به صورت منفرد از مطالبات برحق خود دفاع نمائیم، احتمال تکرار چنین اعمال جنایتکارانه‌ئی از جانب نمایندگان مسلح سرمایه‌داری وجود دارد. باید به خاطر داشت که دستاوردهای تاکنونی ما کارگران حاصل مبارزه‌ئی خونین، پر رنج و مملو از قهرمانی از گذشته تا امروز است. برای حفظ این دستاورد و استفاده از آنها در مبارزه طبقاتی خویش باید سازمان یابیم و تشکلات طبقاتی و نیرومند کارگری را بسازیم.

باردیگر ضمن محکوم کردن کشتار همرزمان خود در خاتون آباد و عرض تسلیت به خانواده‌های آن عزیزان بر این امیدم که سازمان یابیم و با استفاده از تشکلهای خود به خواستهایمان برسیم و از این طریق دست سرکوبگران را کوتاه نمائیم.

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران
محمود صالحی
٤ بهمن ١٣٨٦
بیمارستان توحید سنندج

|+| نوشته شده توسط سمکو در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 18:53 |
قطعنامه کمیته هماهنگی

قطعنامه کمیته هماهنگی ( منطقه غرب ) و کمیته دفاع از محمود  

صالحی در رابطه با کشتار کارگران خاتون آباد

 

کارگران ، مردم آزاده؛

 

همانطور که مطلعید در 28 دی ماه سال 1382 کار گران اخراجی مس خاتون آباد (شهر با بک) در

اعتراض به اخراج خود در مقابل فرمانداری شهر بابک تجمع و دست به اعتصاب زدند که اعتصاب کارگران معدن مس خاتون آباد با همراهی فرزندان و همسران کار گران معترض مورد استقبال قرار گرفت . به دنبال این تجمع و عدم دریافت  جواب مطالبات از طرف مسئو لین ، کار گران در سطح شهر دست به راهپیمائی زده و اقدام به بستن راه ها نموده که نهایتا در تاریخ 4 بهمن ماه 1382 از زمین و هوا به صفوف کار گران تیر اندازی شد که در این سرکوب چهار نفر ازکار گران به نامهای ، ریاحی ، مهدوی ، مومنی ، جاویدی و یک دانش آموز به نام پور امینی جان باختن و تعدادی از کار گران زخمی شدند.

 

کارگران ؛

 

این اولین بار نیست که حافظان رنگا رنگ نظام بورژوازی به صفوف پراکنده ما حمله ور می شوند، ما را قلع و قمع نموده و فعالین و پیشروان کار گری را اخراج و زندانی می کنند.بی شک تا کار گران به مثابه یک طیقه در صفوف متشکل حول مطالبات طبقاتی،  خود را  ساز ماندهی ننمایند ، ما شاهد تکرار چنین جنایاتی خواهیم بود ، پس برای دفاع از این حقانیت طبقاتی ایجاد تشکلات مستقل کار گری را در دستور کار خود قرار داده تا بتوانم در مقابل نظام سر مایه داری سازمان یافته و تا دندان مسلح ، از منافع خود دفاع نمائیم . ما ضمن محکوم کردن این جنایت یاد و خاطره این عزیزان  را گرامی میداریم و خواستارآنیم که  :

 

1- آمرین و عاملین  جنایت خاتون آباد شناسائی و دادگاهی شوند.

 

 2- ما خواهان شناسائی آمرین و عاملین ترور مجید حمیدی می باشیم.

 

3- ما خواهان به رسمیت شناختن هر گونه ایجاد تشکل ، تجمع و اعتراض و اعتصاب کار گری بوده و خود را محق میدانیم که از این خواست دفاع نمائیم.

 

4 – ما خواهان منع تعقیب و دستگیری و زندانی کردن فعالین کار گری می باشیم.

 

5 – ما خواهان آزادی کلیه فعالین کار گری بوده و خواستار آزادی بی قید و شرط محمود صالحی و منصور اسانلو می باشیم.

 

6 – ما خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان این متحدین جنبش کار گری بوده و خواستار رسیدگی و توضیح مقامات ذی ربط در مورد مرگ ابراهیم لطفی پور  می باشیم.

 

زنده باد اتحاد و همبستگی جهانی طبقه کار گر

 از طرف کمیته دفاع از محمود صالحی و کمیته هماهنگی برای ایجاد

  تشکل کار گری   (  منطقه غرب)

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 11:22 |
اطلاعیه کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه

اطلاعیه کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه

کارگران ، هم زنجیران

همانطور که اطلاع دارید، ما "کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت تپه"  در دفاع از ابتدائی‌ترین خواست‌ها و منافع طبقاتی خود، راههای مختلف را در دفاع از این حقانیت را پشت سر گذاشته و نهایتا با اراده  و اتحادمان دست به اعتصاب پیروزمند خود زدیم. ما به بخشی از این خواست‌ها دست یافته و قرار بود که در راستای تشکل کارگری خود، به نیروی  خودمان تشکل خاص خود را تشکیل  داده تا بهتر بتوانیم از منافع خود و دیگر هم زنجیران مان دفاع نمائیم . در پی درخواست کارگران نیشکر هفت تپه برای ایجاد تشکل کارگری و رد هر گونه تشکل فرمایشی،  قرار شد که با ایجاد هیئت موسس و برگزاری مجمع عمومی درجهت ایجاد تشکل کارگری خود گام برداریم. در این رابطه و برای ثبت تشکل مد نظر، مکاتبات خود را با وزارت کار آغازکرده و بعد از جواب دادن از طرف وزارت کار به اداره کار شوش مراجعه کردیم که با برخورد نامناسب آن اداره و سایر دستگا ه های امنیتی رو برو شدیم. در این راستا به نمایندگان ما از طرف مراکز امنیتی و حراست کارخانه از تمامی جوانب فشار آورده وحتی آنها را تهدید به کاهش دستمزد نمودند و همچنین اعلام کردند که دوران اعتصاب برای آنان غیبت محسوب خواهد شد.

کارگران؛ مردم آگاه :

ما حق خود میدانیم که از منافع طبقاتی خود به هر طریقی که شایسته باشد دفاع کرده و این را ابتد ائی  ترین خواست خود دانسته و خود را محق میدانیم  که از دستاوردهای تا کنونی، دفاع و بر خواست و مطالبات خود پای بفشاریم. ما ضمن محکوم کردن هر گونه فشار به کارگران و بخصوص نمایندگان مان خواستار آن هستیم که کلیه کارگران و فعالین و تشکلات کارگری و سازمان های مدافع حقوق کارگری به این شیوه برخورد نهادها و ارگان های امنیتی اعتراض کنید و به هر طریق ممکن از حقانیت کارگران نیشکر هفت تپه دفاع کرده، تا ما بتوانیم با اتحاد و همبستگی طبقاتی به مطالبات خود دست یابیم.

کار گران نیشکر هفت تپه

01/11/86

باز تکثیر کمیته دفاع از محمود صالحی

kdms50@yahoo.com

www.kdmahmodsalehi.blogfa.com

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در سه شنبه دوم بهمن 1386 و ساعت 13:36 |

http://sosialism2.blogfa.com/