اطلاعیه
اخیرا یک سایت اینترنتی با نام "ایران پرس نیوز" مطلبی را تحت عنوان "توطئه قتل پزشکی محمود صالحی" انتشار داده که این خبر مایه نگرانی بسیاری از مردم در داخل و خارج از کشور شده است. متاسفانه بسیاری از سایتهای دیگر هم بدون اطلاع از صحت و سقم این خبر، آن را درج کردهاند.
ما "کمیته دفاع از محمود صالحی" ضمن تکذیب این خبر، لازم میدانیم که نکات زیر را متذکر شویم:
- درج چنین گزارش و اخباری تکان دهنده، نشان از سانسور خبری در ایران است، اگر رسانههای گروهی در ایران اخبار و گزارشات مربوط به محمود صالحی را مرتبا درج میکردند مطمئنا چنین وضعیتی پیش نمیآمد.
- ندادن مجوز ملاقات به خانواده محمود صالحی یکی دیگر از دلایل پخش اینگونه اخبار است. خانواده محمود صالحی برای ملاقات وی با مشکل روبرو هستند، اگرمسئولین زندان مجوز ملاقات فوری را به خانواده محمود صالحی میدادند طبیعتا چنین اخباری در رابطه با محمود صالحی نیز درج نمیشد.
- "سایت ایران پرس نیوز" علیرغم هر نیتی در پخش و درج خبر مربوط به محمود صالحی، باید توضیح دهد که چنین خبری را چگونه و از کجا بدست آورده است؟! جهت اطلاع، ساعات انتقال محمود صالحی به بیمارستان و سپس به سی سی یو نیز در خبر مندرج صحیح نیست.
- ما امیدواریم که سایت مذکور این اطلاعیه را نیز در سایت خود پخش و درج نماید.
- ما اعلام میکنیم که هر خبری منوط به وضعیت جسمانی محمود صالحي و همچنین نوشتهها، بيانيه ها و اطلاعيه هاي محمود صالحی، چناچه در وبلاگ کمیته دفاع از محمود صالحی درج نشود، فاقد اعتبار است.
- ما اخبار و گزارشات مربوط به وضعیت جسمانی محمود صالحی را مستقیما از طرف خود محمود و یا خانواده او که خود عضو "کمیته دفاع از محمود صالحی" هستند، کسب و بعد از اطمینان کامل آن را درج میکنیم.
- ما ضمن تشکر و قدردانی از همه کسانی که برای معالجه فوری و آزادی محمود صالحی تلاش میکنند، خواهشمندیم که اخبار و گزارشات مربوط به محمود صالحی را قبل از انتشار برای "کمیته دفاع از محمود صالحی" بفرستند و بعد از اطمینان کامل توضیع و تکثیر کنند.
کمیته دفاع از محمود صالحی
شنبه 29 دیماه 1386
www.kdmahmodsalehi.blogfa.com
پا سخ به نظرات تحقیر آمیز "حیدر کریم"در مورد کمیته هماهنگی
محمد عبدي پورعضو کمیته هماهنگی
اخیرا شخصی به اسم "حیدر کریم" در مطلبی تحت عنوان"سخنی با کارگران ایران و جهان پیرامون دو پیش نویس اساسنامه در کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری" به دو اساسنامهای پیشنهادی کمیته هماهنگی اشاره کرده است و در نوشتهاش تلاش کرده که چهره فعالین واقعی جنبش کارگری ایران را مخدوش کند. نوشته "حیدر کریم" نشان از آن دارد که ایشان مرتبا در جلسات و همچنین مجمع عمومی کمیته هماهنگی حضور داشته است. با آنکه ما عضوی با چنین نامی را در کمیته هماهنگی نمی شناسیم اما ادبیات و نوشتههایش کاملا آشناست و این نوع از گرایش در مجمع عمومی کمیته هماهنگی نیز مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
چه خوب است آنانی که خود را کارگر و یا مدافع راستین طبقه کارگر می دانند و برای رهایی این طبقه قدم در نبردی بی امان علیه سیستم سرمایهداری میگذارند، زمانی قلم به دست بگیرند که تمام جوانب مبارزاتی را مد نظر گرفته و قلمشان در جهت خدمت به طبقه کارگر باشد و بس ......
ادامه مطلب
حمله دولت را پس میزنیم
فراخوان به دانشجویان و دانش آموزان ایران
دانشجویان و دانش آموزان عزیز!
نیروهای سرکوب و اختناق، تحمل شنیدن صدای آزادی و برابری از دانشگاه ها را ندارند. آنها به خیال خود میخواهند با حمله به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صدای آزادیخواهی را خفه کنند و خواست برابری انسان ها را سرکوب کنند.
اما این خیالی باطل است. تا زمانیکه انسان ها آزاد نباشند، تا زمانیکه خواست برابری با سرکوب، زندان و شکنجه پاسخ بگیرد. مبارزه برای آزادی و برابری ادامه خواهد داشت.
ادامه مطلب
به رود بپیوندید اگر هدف دریاست
سال 86 در حالی به پایان می رسد که کارگران و مزد بگیران در سراسر ایران سالی سخت و طاقت فرسا را سپری و تحمل کردند. آنها در اعتراض به اجحافات و در طلب حقوق ضایع شده خود در اکسیونهای زیادی شرکت کردند. حاکمان و مجریان قانون صدها بار به صفوف کارگران حق طلب حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند . آنها در همین رابطه صدها کارگر را دستگیر، بازداشت و زندانی کردند و یا موجب بیکاریشان توسط مسئولان شدند . هزاران کارگر که برای گرفتن دستمزدهای معوقه خود (که در برخی جاها به 30 ماه می رسد ) در برابر اداره های دولتی اقدام به تجمع کرده بودند، از سوی نیروهای دولتی که حافظ سرمایه سرمایه داران هستند سرکوب شدند. صدها کارگر تنها به علت طلب دستمزدهای معوقه از کارفرما در پیچ و خم سیستم بوروکراسی اداری در انتظار صدور رای از سوی هیئت های تشخیص و حل اختلاف سرگردان هستند . جمع زیادی از کارگران با در دست داشتن آرای قطعی اداره کار در پشت درهای بسته دادگاه ها منتظر آرای قطعی هیئت های اداره کار هستند که معمولاً از هر صد نفر یک نفر به نتیجه خواهد رسید .
در سالی که سپری شد ، ده ها کارگر بطروق گوناگون دست به خودکشی زدند، (حسن حسنی کارگر کارخانه کف کار که به دلیل عدم توان پرداخت هزینه زندگی خود را در کارخانه حلق آویز کرد ، فقط یک نمونه بارز از این تراژدیهاست) .
کارگران و مزد بگیران شریف!
توجه داشته باشید که چگونه در سال 85 شورای عالی کار افزایش دوگانه دستمزد را تصویب و آن را طی بخشنامه ای به کلیه ادارات کار جهت اجرا ابلاغ کرد، اما کارفرمایان بر آن شوریدند و به اعتراض به تصویب آن در مقابل وزرات کار تجمع کردند و در همانحال صدها هزار کارگر شاغل را بیکار کردند. متعاقب آن اقدامات وزرات کار دولت مماشت کرد و با افزودن یک تبصره بر آن بخشنامه، پرداخت دوگانه دستمزد را منوط به توافق بین کارگر و کارفرما نمود. بله ! در نتیجه اعتراض و اقدامات ضد کارگری کارفرمایان بخشنامه شورای عالی کار لغو شد و آب از آب هم تکان نخورد و کسی هم به اتهام تجمع غیر قانونی دستگیر یا بازداشت نشد ؟!
سال 86 دستمزد هر کارگر را183 هزار تومان تعیین کردند ، اما حتی این دستمزد اندک نیز در 90 درصد از کارگاهها به کارگران پرداخت نشد و این در حالی است که اکثریت قریب به اتفاق این کارگران در خانه های استجاری زندگی کرده و با این تورم سرسام آور همیشه شرمنده اعضای خانواده و حتی موجر نیز بوده و هستند؛ و لیکن در مقابل، هنگامی که کارگران در اعتراض به کمی دستمزد تعیین شده از سوی شورای عالی کار تجمع کردند ، بلافاصله نیروهای حافظ سرمایه در محل حضور یافتند و کارگران را "ضد انقلاب" و مخل امنیت ملی خواندند و آنان را به اتهام اقدام علیه امنیت نظام دستگیر و روانه زندان کردند و همچنین به دلیل اعتراض به بخشنامه شواری عالی کار به محاکمه کشاندند .
کارگران و مزد بگیران!
هنوز چند ماه به پایان سال 86 مانده بود که مسئولان دولت طی مذاکره های پی در پی دستمزد کارمندان را 6 در صد افزایش دادند، یعنی در سال 87 ، 6 درصد به دستمزد کارمندان دولتی اضافه شد و این در حالی است که رقم تورم و گرانی افسار گسیخته بنا به گزارش پژوهشهای مجلس شواری اسلامی به حدود 24 در صد رسیده است .
معضل تورم و گرانی که رفته رفته می رود تا مشکلات و مصائب جامعه را به فاجعه تبدیل کند، برای اکثریت نیروهای جامعه به ویژه طبقه کارگر و مردم زحمتکش کمرشکن است و تاب تحمل را از آنان گرفته است. آری در کشوری با این همه منابع ملی، در کشوری که مردمانش بر روی گنج خوابیده اند، در کشوری که فقط درآمد حاصله از نفتش در همین یکسال بیش از 60 میلیارد دلار بود، آری در چنین کشوری 80 درصد از جمعیت باید جهت تامین هزینه ها و صرفا برای زنده ماندن خود را به آب و آتش بزنند .
کارگران، تشکلهای کارگری!
اگر امروز در برابر تورم لجام گسیخته و سرسام آور، سکوت کنیم و برای افزایش دستمزد خود عملاً به میدان نیایم، اگر اجازه دهیم نمایندگان انتصابی کارگران به همراه کارفرما و دولت در شورای عالی کار سرنوشت ما را به دست بگیرند و میزان دستمزدی که دولت و کارفرماها پیشنهاد می کنند برای سال 87 تعیین کنند و اگر فریادهای در گلو خفته خود در جهت "حداقل دستمزد باید توسط نمایندگان واقعی کارگران تعیین شود" را سرندهیم ، یقیناً سرنوشتی بس ناگوارتر از کارمندان دولت در انتظارمان خواهد بود . اتحاد و تنها اتحاد طبقه کارگر متشکل در سازمانهای تودهئی است که به این همه بیداد و اجحاف استثمارگران روی زمین پایان می دهد .
با پیوستن به صفوف کارگران به پیکار با بانیان و حامیان دردمندی و سیه روزی خود برخیزیم تا استثمار انسان از انسان را خاتمه بخشیم و بازو در بازو، تشکلهائی بسازیم تا ریشه ستم و نابرایری را در محاق تاریخ فرو نشانیم .
صفوف مبارزاتیمان هرچه سازمانیافتهتر و فشردهتر باد!
زندان مرکزی سنندج ساعت 4 صبح 15/10/86
محمود صالحی بند پاک 2
نتیجه "انژیوگرافی" به عمل آمده و برخورد ناشایست یکی از
ماموران زندان به
محمود صالحی در بیمارستان توحید!
نتیجه آزمایشات "انژیوگرافی" به عمل آمده در بیمارستان توحید، حاکی از آن است که رگ متصل به قلب محمود صالحی مسدود میباشد.
دکتر محمد رضا خالدیان، برای رفع این مشکل تعدادی دارو را تجویز کرده و همچنین پیشنهاد کرده است که محمود صالحی باید به مدت یک هفته تحت مراقبت پزشکی قرار گیرد. بنا به درخواست این پزشک، محمود صالحی باید روز شنبه 22 دیماه دوباره به بیمارستان مراجعه کند.پزشک معالج اظهار امیدواری کرده که داروهای تجویز شده مشکل مسدود بودن رگ متصل به قلب را رفع میکند، در غیر این صورت باید راه دیگری را در پیش گرفت. پزشک معالج اشاره نکرده است که راه دیگر رفع این مشکل چیست، اما این مشکل، حاد به نظر میرسد.لازم به ذکر است که روز پنجشنبه 20 دیماه، محمود صالحی را علیرغم وضعیت وخیم جسمانی، مجددا از بیمارستان توحید شهر سنندج به زندان مرکزی این شهر منتقل کرده و قرار است که مراقبت یک هفتهای از محمود صالحی در بهداری زندان صورت پذیرد.
قبل از ترخیص محمود صالحی از بیمارستان، یکی از ماموران زندان که لباس شخصی بر تن داشته، به بهانههای واهی به نجیبه صالحزاده، همسر محمود صالحی حملهور شده وهمچنین به اتاقی که محمود صالحی در آن بستری بوده است، مراجعه کرده و پای محمود صالحی را به تخت بیمارستان میبندد. به همین دلیل، پرستاران بیمارستان که در تلاش برای عوض کردن روپوش تخت محمود صالحی بودند نتوانستند محمود صالحی را جابجا کنند و نهایتا با ابراز نگرانی از این وضعیت، از عوض کردن روپوش تخت محمود صالحی منصرف میشوند.نجیبه صالحزاده به این تعرض اعتراض میکند که مامور زندان وی را تهدید به بازداشت میکند.محمود صالحی در قبال این بیحرمتی به خود و خانوادهاش، تصمیم به اعتصاب غذا گرفته که با اسرار نجیبه صالحزاده و همچنین دوستانش از این کار منصرف میشود.قابل ذکر است که، انتقال محمود صالحی و نگهداری او دربیمارستان، با تدابیر شدید امنیتی همراه بوده است.
کمیته دفاع از محمود صالحی
20 دیماه 1386
kdms50@yahoo.com
www.kdmahmodsalehi.blogfa.com
محمود صالحی:
پیام محمود صالحی به مدافعان طبقه کارگر ومردم شریف ایران!
سیزدهم دیماه هشتاد و شش
عزیزان، من میدانم که در مدت ده ماه زندانی شدنم به دست کسانی که در خدمت نظام سرمایه اند همگی شما با نگرانی پی گیر وضعیت سلامتی ام بوده اید! با سپاس فراوان وقدر دانی از تک تک شما عزیزان باید بگویم حالم بسیار بسیار خوب است.
عزیزان، اطمینان داشته باشید هر قطره اشکی که از چشمان یک زن، یک کودک و یا مردی برای سلامتی من سرازیر می شود تبدیل به اتشی خواهم کرد و با آن نظام پوسیده سرمایه داری را خواهیم سوزاند.
مردم همیشه قهرمان سنندج! دختران زیبا، پسران خونگرم، پدران امیدوار ومادران داغدیده تنها میتوانم بگویم سپساگزارم از اینکه در این مدت همانند فرزند و برادر خود در آغوشم گرفتید. محبت و دلسوزی شما من را روی اعتقاداتم راسختر وجسورتر کرده است!
عزیزان پیروزی از آن ما است، مبارزه برای رهائی طبقه کارگر، مبارزه برای محو نا برابریها است بنا بر این بیائید دست در دست هم نظام پوسیده سرمایه داری را به زباله دان تاریخ بسپاریم، اگر در این راه جان دهیم بازهم پیروزی با ما است!
زندان مرکزی سنندج بند 2
محمود صالحی
محمود صالحی باید معالجه شود
رضا مقدم
به نقل از به پیش!27 یکشنبه 9 دی 1386، 30 دسامبر 2007
محمود صالحی دهمین ماه از محکومیت یک ساله خود را در زندان سنندج طی می کند. در این ده ماه رژیم اسلامی و قوه رسوای قضائیه اش لایه دیگری از چهره ضد انسانی خود را به فعالین جوان جنبش کارگری نشان دادند؛ فعالینی که کشتارهای دهه 60 را از زبان بازماندگان آن کشتارها و یا در مقالات و کتابها خوانده اند. محمود صالحی سالهاست که از بیماری کلیه رنج میبرد و تحت مداوا بود. وی را به دلیل تلاش برای برگزاری مراسم غیر دولتی و مستقل روز کارگر در بیدادگاهای اسلامی محاکمه و از جمله به یک سال حبس تعزیری محکومش کردند. برای اجرای حکم ضد کارگری بیدادگاه اول ماه مه سقز، در نیمه فروردین امسال برای محمود صالحی تله گذاشتند. وی را مانند روال چندین ساله به مذاکره بر سر نحوه برگزاری مراسم روز کارگر در سقز به فرمانداری کشاندند و همانجا دستگیر و روانه زندان سنندج کردند.
این بار آدمکشان وزارت اطلاعات محمود صالحی را شکنجه نکردند چرا که بی اثر بودن شکنجه بر وی را طی دستگیریهای قبلی آزموده بودند. هیچ تلاشی هم برای به اصطلاح "بسر راه آوردن" وی نکردند چرا که قبلا و به دفعات فیلسوفان وزارت اطلاعات را بعد از مباحث طولانی و با دست خالی نزد روسایشان فرستاده بود. اینبار قوه جنایتکار قضائیه رژیم اسلامی محمود صالحی را به دست فرشتگان مرگ سفید پوش خود در پزشک قانونی سنندج دادند. این آدمکشان سفیدپوش در همکاری با مقامات زندان و بعضی از کارکنان بهداری زندان سنندج رفتارهای ضد انسانی خود را به نهایت رساندند و در تمام این ده ماهه از مداوای بیماری کلیه محمود صالحی سر باز زدند. نه تنها این، بلکه اخیرا رژیم اسلامی مقامات پزشکی قانونی سنندج را به مقابله با خواست جنبش کارگری جهانی و پزشکان مستقل فرستاده که خواهان مداوای فوری بیماری کلیه محمود صالحی هستند.
مقامات پزشکی قانونی سنندج چند روز قبل زیر برگه ای امضا زدند که تائید می کند محمود صالحی دارای بیماری حادی نیست و بدون احتیاج به معالجه می تواند مدت باقی مانده را در زندان سنندج بماند. در همین جهان سرمایه داری که پایه های نظامش علیه انسانیت است مداوای اسرای بیمارو زخمی دشمن در حال جنگ یکی از معمولی ترین و شناخته شدن ترین قوانین جنگ است و در پایان هر جنگی می توان متخلفین را به دادگاهها سپرد و محاکمه کرد. از مقامات پزشکی قانونی سنندج که رفتارشان یادآور اعمال همان فرشتگان مرگ سفید پوش اردوگاههای مرگ نازیهاست که احمدی نژاد میزبان بازماندگانشان در تهران بود، انتظاری جز این نبود. آشکار است که مقامات پزشکی قانونی سنندج هیچ ربطی به حرفه شریف پزشکی و پزشکان ندارند. اینها از جمله آدمکشان و شریک جرم هایی هستند نظیر شریعتمداری در لباس روز نامه نگاری در کیهان و قاضی حداد و مرتضوی در لباس قاضی.
مسئولیت حفظ سلامتی محمود صالحی تماما با رژیم اسلامی است. جهانی از تشکل های کارگری، سازمانهای مدافع حقوق بشر و غیره خواهان مداوای فوری محمود صالحی شده اند و همگی اینها رفتار رژیم اسلامی را با دقت دنبال می کنند. در قبال هر اتفاق ناگواری برای محمود صالحی جمهوری اسلامی باید جوابگوی همه اینها باشد.
نامه سامرند صالحی فرزند محمود صالحی ،خطاب به کارگران، دانشجویان و مردم آزاده
دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی به حمايتهای شما احتياج دارند!
عزيزان، بيش از سه هفته از دستگيری دانشجويان مبارز دانشگاه های ايران ميگذرد!
تا به امروز تعداد زيادی از اين دانشجويان در شرايط نا مناسب در زندان نگه داشته شده اند. اين دانشجويان جرمی جز دفاع از خواسته های انسانی ما، جوانان، زنان، کارگران و ديگر مردم ايران ندارند.
متاسفانه امروز در ايران دفاع از حقوق کارگران، زنان ، کودکان، مبارزه برای آزادی وبرابری جرمی است نا بخشودنی.
جرمی که دانشجويان، پدرم محمود صالحی و منصور اسالو وديگر زندانيان آزاديخواه هم بخاطر آن در زندانند و دارند دوران محکوميتشان را ميگذارنند!
چرا بايد تلاش برای برگزاری روز جهانی کارگر، روز دانشجو و روز زن محکوميت و زندانی در پی داشته باشد. چرا بايد دانشجويان وکارگران زندانی و خانواده هايشان بخاطر دفاع از حقوق اوليه خود دچار محروميتها و بی حقوقی های بشوند که در دنيايی امروز کم سابقه است. ايا اين جماعت حق کسی را خورده اند؟ حاصل رنج و زحمت مردم را به يغما برده اند؟ آزادی، کار، مسکن، بهداشت و نان مردم را به گرو گرفته اند؟ دستور جنگ و بمباران مدارس و بيمارستانها را صادر کرده اند؟ شبانه به خانه های مردم ريخته، آنها را دستگير، زندانی و شکنجه کرده اند؟!!
مردم آزاده، روز جمعه، ۷ دیماه ، مصادف با ۲۸ دسامبر ۲۰۰۷ روز حمايت از دانشجويان زندانی اعلام شده است. دانشجويانی که بارها خواهان آزادی محمود صالحی اسالو وديگر زندانيان شده اند وحمايت خود را از آنها اعلام کرده اند. همان دانشجويانی که محمود صالحی در شرايط نا مناسب جسمی و در زندان از خواسته هايشان پشتيبانی و از آنها حمايت کرده است. امروز اين دانشجويان به حمايتهای ما نياز دارند!
دوستان، پدرم محمود صالحی به شدت از درد ناشی ازکليه ، پروستات، نا رسائی قلبی، سردرد، و فشار خون رنج می برد. در حال حاظر وضعيت جسمی اش به شدت وخيم است. يکی از کليههای او از کار افتاده و بدليل محروميت از مداوای موثر، کليه ديگرش نيز دارد از کار میافتد. فشار خون او متغيير و چربی قندش بالا رفته است، او روزانه بيشتر از دو بار بيهوش ميشود. عدم مداوای کليه، بر قلب وی نيز تاثير گذاشته است. پاهای او ورم کرده و تزريق بيش از حد امپول آرام بخش، سلامتی او را بيشتر به مخاطره ميندازد. مسئولان و دکتر بهداری زندان تاييد کرده اند که محمود صالحی قادر نيست باقی مانده حکمش را در زندان بگزراند و با قاضی نيز حرف زده اند که وی (قاضی پرونده) دستور داده پدرم را به پزشک قانونی برده تا بفهمند که آيا تحمل ماندن در زندان را دارد يا نه .
با اين وصف آقايان دکتر بابايی و همايون پور دکترهای پزشک قانونی اعلام کرده اند که محمود صالحی قادر به سپری کردن باقی مانده محکوميتش هست. ادعای که تمام زندانيان وحتی زندان بانان بر نادرست بودن آن آگاه هستند.
دوستان، چاره ای نداريم جز اينکه بار ديگر از شما،آزاديخواهان بخواهم برای آزادی دانشجويان و ديگر زندانيان سياسی از جمله محمود صالحی تلاش کنيد!
سامرند صالحی
۳/۱۰/۱۳۸۶
از وبلاگ کارگر :http://kaargar.blogfa.com/



href="http://16-azar.blogspot.com/">