زنده باد محمود صالحی
ستیز طبقاتی نشان از دو گونه تولید، دوگونه توزیع، و دوگونه منافع در تقابل با هم در تاریخ بوده که تنها با لغو گونه های تولید و توزیع مبتنی بر منافع ناعادلانه است که طبقات و تقابل منافع طبقات ناپدید خواهد شد.به سطح آمدن چند باره مبارزات مداوم طبقات تحت بهره کشی نظام سرمایه داری و شکل گرفتن مبارزات کارگری و تعرض به این نظام که عامل اصلی استثمار است موید تقابل و ستیز آشتی ناپذیر و مخالفت صددرصدی با هرگونه هارمونی طبقات میباشد. در ایران نیزمیتوان نمود عینی مدافعان و مخالفان این دو رویکرد را در تشکلات گوناگون طبقات مشاهده کرد. خانه های کارگر و حتی تحت نام آزاد و انجمنهای صنفی و شورایی و سندیکاها و فرمهای دیگر نهادهای صددرصد وابسته به نظام سرمایه داری ارتجاعی، نه تنها در ایجاد پیشگیری از برخورد و تضاد منافع کارو سرمایه موثر نیافتاد و هارمونی طبقات در جهت حفظ درامدهای بانکی سرمایه داران و صاحبان سهام کمپانیها را موجد نشده بلکه با در نظر گرفتن روند رو به تزاید حرکتهای اعتراضی و تحسنهای کارگری در ایران و جهان و افزون برآن تلاطمات سیاسی منطقه و حتی تنشهای سیاسی تند در داخل ایران نیز نه تنها در پایین آوردن خواستها و عقب نشینی این طبقه تاریخا" استثمار شده، موثر نیافتاد، حتی آنگونه که از اعتراضات و خواستها و خصوصا" میل جنبشهای اعتراضی عموما" و در راس آن جنبش کارگری به اتحاد طبقاتی، میشود نتیجه گرفت که رشد آگاهی سوسیالیستی و طبقاتی را به دنبال داشته است و جنبش کارگری به کانون توجه جنبشهای دیگر و پشتوانه اصلی و پیداکردن آن جایگاه واقعی و طبقاتی خویش در درون پیکار با سرمایه داری بدل گشته است.
خواست تشکل آزاد و مستقل کارگری تنها از این زاویه مسرت بخش نیست که تبارز عینی سطح آگاهی سوسیالیستی طبقه کارگر، در راس جنبشهای اجتماعی و معترض است بلکه نشان از رویگردانی و میل طبقه کارگربه گسست کامل از نظام سرمایه داری و با تمام جوانب این نظام است.بدهی است که این امر مهم نیز خارج از شناخت سران رژیم حاکم بر ایران نبوده و به همین دلیل بر سرعت خود در جهت سرکوب و دستگیریهای پی درپی کارگران و خصوصا" رهبران عملی این طبقه افزوده است.دستگیری و زندانی کردن اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و سرکوب اعتراضات کارگری و همچنین دستگیری و سرکوب رهبران کارگری در کردستان و در این مورد آخر دستگیری محمود صالحی چهره سرشناس و شناخته شده و رهبر عملی طبقه کارگر در سقز توسط نیروهای رژیم برای نیل به این اهداف و در همین راستا بوده است.به میدان آمدن طبقه کارگر در سراسر ایران در اول ماه مه و اعلام تعطیلی عمومی در این روز توازن قوا را آنطور که هست به بورژوازی و دولتهای حامی آن در سراسر جهان نشان خواهد داد.و درایران آن شبحی که لیبرالها در داخل به درستی تشخیص داده اند را به منصه ظهور خواهد گذاشت. همبستگی طبقاتی کارگران و سایر جنبشهای اجتماعی در ایران یک نه بزرگ به یک جناح یا کل رژیم که مخالفت با آن مبتنی بر اصلاحات باشد نیست بلکه نه طبقه کارگر نه به استثمار و نه به بهره کشی و نه به کلیت نظام سرمایه داری و گام نهادن در راه ایجاد نظامی عادلانه میباشد که موید این مدعا هم خواستهای رادیکال و سوسیالیستی کارگران زنان و دانشجویان و معلمان میباشد. علی رغم تلاشهای بورژوازی که با دستگاههای عظیم اطلاع رسانی به جنگ با طبقه کارگر به میدان آمده و در صدد آن است که با تحت پوشش قراردادن اخبار مربوط به اختلافات درون حاکمیت رژیم و خصوصا" غنی سازی اورانیوم و روند پرونده اتمی رژیم در سازمان ملل و همچنین ماجرای دستگیری ملوانان نیروی دریایی بریتانیا و جنجالهای تبلیغاتی مربوطه و بزرگنمایی آنها همه و همه در جهت به انزوان کشان مبارزات و خواستهای واقعی طبقه کارگر میباشد، که تاکنون نتیجه معکوس داشته، به گونه ای که اخبار اعتراضات کارگری در راس مسائل سیاسی روز ایران و جهان قرار گرفته و حتی رسانه های بورژوازی را نیز در بر گرفته است.اما تداوم اعتراضات و رادیکالیزه شدن خواستهای طبقه کارگر با به میدان اوردن خواست تشکل آزاد و مستقل کارگری در برابرسایر آلترناتیوهای دیگر بورژوازی که برای به انحراف کشاندن خواست طبقه کارگر خلق شده بود بیش از پیش رژیم را هراسان کرده و اهمیت آن و، و میزان موفقیت و اطمینان ازپیمودن راه درست از جانب کارگران را در دستگیریها و زندانی کردن و عکس العمل هیستریک طرف مقابل یعنی نیروهای حامی سرمایه با طبقه کارگر باید دید.
علاوه بر تحسنها ی روزانه کارگران برای به دست آوردن حقوقهای معوقه و بر ضد قراردادهای موقت و زیر پاگذاشتن حقوق کارگران در ایران، آنچه بر اهمیت این جنبش اعتراضی و سوسیالیست در این دوره می افزاید این است که افق و دورنمای طبقه کارگر برای گذارو تحول در جامعه به افق و دورنمای سایر حرکتها و جنبشهای اعتراضی ورادیکال درایران بدل گشته است. نه به جنگ، نه به فقر، نه به امپریالیسم و دفاع از خواستهای برحق کارگران وسردادن ندای اتحاد طبقاتی با کارگران و خواست آزادی رهبران کارگری که اعتراض این اواخر دانشجویان بابلسر و مازندران و سایر دانشگاههای دیگر مصداق آن است، خبر از یک خوداگاهی سوسیالیستی که هنوز در ابتدای راه است را میدهد. در اول ماه مه که روز هویت طبقاتی، طبقه کارگر است تمام کسانی که این افق و دورنمای چپ و سوسیالیستی را به نقطه عزیمت مبارزه خود برای جهانی دیگرمیپندارند و جهت تحول عظیم اجتماعی به این راه مینگرند، با به میدان آمدن و برگزاری هر چه باشکوهتر این روز سرنوشت ساز، همصدا با کارگران جهان، اینبار با یک صف متحد طبقاتی و پر قدرت خواستهای خودرا در مقابل بورژوازی و دولتهای حامی آن فریاد بزنند.باید بر روی این مسئله برای چندمین بار صحه گذاشت که راه تغییر ریشه ای و عظیم در جامعه از کوره راه ناسیونالیسم و مذهب و راهبردهای نقابداران امپریالیسم، نخواهد گذشت و این طبقه کارگرمتکی به نیروی خویش است که در راه این تحول عظیم در جامعه جز زنجیرهای دست و پایش چیزی برای از دست دادن ندارند. در پایان باید این مسئله را از یاد نبریم که دفاع همه جانبه از رهبران جنبش کارگری به مثابه دفاع از این خواستهای انسانی است. محمود صالحی و تمام دستگیرشدگان کارگری تحت این خفقان و سرکوب در داخل، این خطرات را جهت پیشبرد خواست طبقه کارگر به جان میخرند. در اول ماه مه شعار آزاد ی محمود صالحی و آزادی دستگیرشدگان کارگری در سراسر ایران را به خواستهای دیگر طبقه کارگر اضافه و در صدر خواسته قراردهیم.
زندانی سیاسی، محمود صالحی:
پیام محمود صالحی به دانشجویان چپ و مبارز؛
بیست وچهارم آذر هشتاد و شش
دانشجویان عزیز؛
امروز ما بر خود میبالیم که شما دانشجویان با مبارزات تاکنونی خود، جنبش دانشجوی را به یک حرکت اعتراضی رادیکال و در راستای پیوند با جنبش کارگری ایران ارتقاه دادهاید. همگان شاهد هستند که شما که با آگاهی و جسارت در تمامی عرصه های سیاسی و اجتماعی پا گذاشتهاید و د ر این میدان از تمام جنبشهای برحق، رادیکال و انسانی دفاع کردهاید.
شما به درستی جنبش کارگری را بر جسته کرده و رسالت و وظیفه انسانی اجتماعی خود را در این مورد به خوبی نشان میدهید. چرا؟ چون گذشته از سطح آگاهیتان اکثر شما فرزندان طبقه کارگر، مردم زحمتکش و انسانهای حق طلب هستید.
شما با شعار، دانشجو کارگر اتحاد اتحاد ، یک امر مهم و خطیر را در دستور کار خود گذاشتهاید و من به عنوان یک کارگر تمام تلاش خود را برای تحقق این اتحاد با دانشجویان مبارز ضد استثمار به عمل خواهم آورد.
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب؛ من ضمن گرامی داشت 16 آذر روز دانشجو ، پشتیبانی و حمایت خود را از این روز اعلام داشته و شدیدا و قویا دستگیری رفقای دانشجو را محکم کرده و خواستار آزادی فوری و بی قید شرط کلیه دانشجویان و فعالین این جنبش می باشم و از کلیه مردم آگاه و کار گران و سازمانهای حقوق بشر میخواهم درراستای آزادی این دوستان و محکوم کردن این موج دستگیری دست به اعتراض بزنند.
زندانی سیاسی، محمود صالحی
بیمارستان توحید سنندج
22/9/86
منبع: از سایت خانه کارگر ازاد
گواهی میشود آقای محمود صالحی، مبتلا به ADPKD (کلیه پلی کیتیک اتوزمال غالب) بوده و سابقه جراحی کلیه را در سال ٦٠ دارند. در حال حاضر، بیمار مبتلا به افزایش فشار خون میباشند.در ضمن کارکرد مجموع کلیهها، کمتر از نرمال بوده و افزایش کراتینین در آزمایشات ایشان مشهود است که نهایتا منجر به دیالیز و احتمالا پیوند کلیه خواهد شد.بیماری ایشان، بیمار را مستعد عفونت کلیه مینماید که لازم است از این جهت، مرتبا زیر نظر باشند و درمان مناسب داروئی دریافت نمایند (بخاطر نفود کم آنتیبیوتیک به داخل کیت، عفونت کلیه در ایشان ... به درمان میباشد.به نظر میرسد، بهتر است ایشان مرتبا توسط متخصص ارولوژی و داخلی، تحت نظر بوده و ویزیت شوند.
دکتر شهرام موسوی
جراح و متخصص کلیه و مجاری ادراری
٨/٣/٨٦

کوتاه علیه ارتجاع سرمایه داری اسلامی و شرکا :
پریسا نصرآبادی
درست در شرایطی که دول منحط بورژوایی از سه قاره، در سهم خواهی بر سر خوان گسترده منافع متقابل با چاشنی مسئله هسته ای ایران، به توافقات جدی دست می یافتند و نیش بورژوازی تا مغز استخوان فاسد ایران(اعم از پوزسیونی و اپوزسیونی )به لبخندی چندش آور مزین گشته بود و کماکان در فضایی سرشار از شارلاتانیزم سیاسی در گستره بین المللی، بر طبل دروغ های آوریل و ژوئن و دسامبر امریکا و همزمان جدی بودن خطردستیابی به تسلیحات اتمی رژیم اسلامی ایران کوبیده می شد، ده ها تن از برجسته ترین فعالان دانشجویی کمونیست دانشگاه های تهران،مازندران،شیراز، اهواز و...که بر طبق سنت چندسال گذشته دانشگاه ها، در تدارک آکسیون سرخ 16 آذر بودند، به طور غیرمترقبه و به نفرت انگیز ترین شیوه ممکن،تهدید،تعقیب و دستگیر شدند ،منازل و لوازم شخصی شان مورد تفتیش قرار گرفت و روانه دانشگاه اوین گردیدند تا گوش های پُرشان از اندرزهای تکراری تمام این سالها پُر تر شود.
پس از این رخداد، نولیبرال های اپوزسیونی خوش خدمت که در انتظار «رقم خوردن سرنوشتشان از آن سوی مرزها» در خفقانی معنادار فرو رفته بودند، پس از «معامله بزرگ » در حقارت فقدان موضوعیت به گل نشستند و از قرقره کردن دموکراسی خواهی تمام عیارشان (تحت لیسانس یو اس آ ) به کلی باز ماندند.
{درباره میزان دموکراتیک بودن محتوای برنامه این جریان می توانید به نک و ناله ها و شکایات پیاپی ایشان نسبت به عدم برخورد رژیم با کمونیست ها پیش از سرکوب اخیر و انبوه اعتراضات و بیانیه ها و اطلاع رسانی مبسوط در ارگان ها،تلویزیون ها،رادیو ها سایت ها و وبلاگ های رسمی و شخصی حضرات نولیبرال و نو محافظه کار در شعب دست چندم دانشجویی و غیر دانشجویی آن پس از سرکوب اخیر مراجعه نمایید!!!}
در کنار بایکوت خبری و رسانه ای راست اپوزسیون ، ذکر مزایای نولیبرال های اصلاح طلب پوزسیونی نیز خالی از فایده نیست که با توجه به سوابق درخشان خود به ویژه در سالهای نخست پس از انقلاب 57، بدیهی است که ید طولایی در جعل و تحریف وقایع و سانسور شدید خبری و تطهیر سرکوبگری دیرینه رژیم سرمایه داری اسلامی داشته و دارند
ادامه مطلب
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست
ایران
بمناسبت 16 آذر
(1386)
جنبش دانشجویی ایران با گذشت بیش از نیم قرن از واقعه 16 آذر 1332 این نماد مبارزه و جانفشانی در راه آزادی و علیه دیکتاتوری لجام گسیخته رژیم کودتای پهلوی همچنان مانند دژی محکم و استوار در مقابل دیکتاتوری جمهوری سرمایه اسلامی ایستاده است.
دانشگاه های ایران در بیش از نیم قرن گذشته یکی از کانون های مبارزه آزادیخواهانه مردم ایران بوده اند. جنبش دانشجویی تحت حاکمیت اختناق سلطنتی در دهه های 40 و 50 به یکی از مراکز و بسترهای اصلی رشد سیاسی و فکری جنبش چپ ایران تبدیل شد. چهره های سرشناس کمونیست ایران و سازمانهای چپ رادیکال همه از دانشگاه های ایران سر بر آوردند. در جریان انقلاب بهمن 57 دانشگاه به یکی از مراکز و سنگرهای فعالیت نیروهای چپ و آزادیخواه تبدیل شد و دانشجویان برای کاشتن بذر اتحاد و همبستگی با جنبش کارگری دسته دسته روانه کارخانه ها و مراکز تولیدی می شدند.
رژیم جمهوری اسلامی با آگاهی بر پیشینه تاریخی جنبش دانشجویی، بعد از انقلاب بهمن 57 با سازمان دادن و براه انداختن انقلاب خونین فرهنگی هزاران تن از دانشجویان چپ و آزادیخواه و کمونیست را روانه شکنجه گاه و به مقابل جوخه اعدام فرستاد تا زیر تازیانه وحشت جنبش دانشجویی را درهم کوبد و برای همیشه محیط دانشگاه را از افکار چپ و سوسیالیستی دور کند. اما تغییر و تحولات سالهای اخیر در جنبش دانشجویی بیانگر این واقعیت امید بخش است که جمهوری اسلامی در دستیابی به اهداف خود با شکست روبرو شده است.
حرکت و جریان کمونیستی در درون دانشگاه ها این بار با صلابت و شفافیت بیشتری برای مبارزه با رژیم هار جمهوری اسلامی از یک سو و از سوی دیگر برای مقابله با لیبرالیسم بورژوایی ایران در اشکال مختلف آن که خود بازتاب عینی شرایط مبارزه طبقاتی در جامعه است پا به میدان نبرد گذاشت. گرایش سوسیالیستی در این دوره تلاش کرد تا جنبش دانشجویی را از زیر نفوذ انجمنهای اسلامی طرفدار جبهه مشارکت و اصلاح طلبان حکومتی که استراتژی اصلاح رژیم را زیر لوای دمکراسی خواهی عرضه می کردند، و طیف تحکیم وحدتی هایی که به لیبرالیسم سکولار و انقلاب مخملی تمایل پیدا کرده بودند، بیرون بکشد، و ماهیت واقعی آن دسته از لیبرال هایی را که برای خزیدن به قدرت به دخالت و حمله امریکا امید بسته بودند را برملا کند.
گرایش سوسیالیستی در جنبش دانشجویی ایران در چند سال اخیر با دفاع از خواستها و مبارزات طبقه کارگر و برا افراشتن پرچم مطالبات رادیکال و تاکید و پافشاری بر استراتژی اتحاد با جنبش کارگری و دیگر جنبش های پایدار اجتماعی و تلاش گسترده برای ایجاد پیوند و همبستگی با فعالین و رهبران عملی دیگر جنبش ها، فصل نوینی در تاریخ این دوره از حیات و پیشروی خود گشود.
جنبش دانشجویی در ادامه این روند و در شرایطی که جدال و کشمکش رژیم جمهوری اسلامی با امریکا و دیگر قدرتهای غربی بر سر برنامه هسته ای رژیم مردم ایران را در خوف و هراس تهدیدات جنگی و تشدید محاصره اقتصادی قرار داده است، باید با شعار نه به جنگ بار دیگر در روز 16 آذر بانگ رسای سوسیالیسم و بشریت عدالتخواه علیه سیاستهای ضد انسانی و ارتجاعی هر دو طرف این نزاع و کشمکش رابه گوش جهانیان برساند.
جنبش دانشجویی در شرایط سیاسی کنونی باید تلاشهای چهره ها و شخصیت های ملی مذهبی در صفوف اپوزیسیون قانونی و غیر قانونی که از حمایت جمهوری خواهان و لیبرالیسم بورژوایی ایران برخوردار هستند و می خواهند تحت لوای پروژه ایجاد "شورای ملی صلح" و با علم کردن شعار صلح و حقوق بشر استراتژی بقا و اصلاح رژیم را پیش ببرند و دوم خردادی دیگر را بازسازی کنند بر ملا کند.
در حالی که منازعه بر سر بحران اتمی میان ارتجاع جمهوری اسلامی و دولت امریکا به درازا کشیده است نباید گذاشت که ملی مذهبی های قانونی و غیر قانونی و نهضت آزادی ها و لیبرالیسم بورژوائی ایران، خستگی و نفرت و انزجار مردم ایران علیه جنگ و محاصره اقتصادی، و صلح خواهی این مردم ستمدیده را به نیروی ذخیره استراتژی سیاسی خود برای نجات رژیم جمهوری اسلامی تبدیل کنند.
مبارزه برای صلح واقعی و تأمین حقوق پایه ای مردم جدا از تشدید مبارزه و سازمان یابی جنبش های اجتماعی برای سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان دادن به عمر نظام سرمایه داری نیست. نباید گذاشت که لیبرالیسم بورژوائی ایران با خزیدن به شکاف های درون حاکمیت جمهوری اسلامی در قالب صلح خواهی و دفاع از حقوق بشر نسخه جمهوری اسلامی اصلاح شده و مقبول امریکا و دولتهای غربی را بعنوان راه نجات از کابوس جنگ و تشدید محاصره اقتصادی به مردم ایران عرضه کند.
جنبش دانشجویی که همدوش جنبش کارگری، جنبش زنان و جنبش انقلابی کردستان با جانفشانی، مقاومت و واقع بینی امواج سرکوب های جمهوری اسلامی و تعرض به جنبش های اجتماعی را با شکست روبرو ساختند و نگذاشتند که این رژیم با وحشیگری های خود فضای رعب و وحشت را بر جامعه حاکم کند، باید با بر ملا کردن ماهیت واقعی تحرکات و موج جدید تلاش لیبرالیسم بورژوایی برای به انحراف کشاندن جنبش آزادیخواهانه مردم ایران، این تلاشها را نیز عقیم بگذارند.
زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری
کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
10 آذر 1386
1 دسامبر 2007
اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران
در مورد دستگیری فعالین جنبش دانشجویی
در آستانه 16 آذر و در حالی که فعالین و پیشروان چپ و آزادیخواه جنبش دانشجویی در تدارک برگزاری مراسمی به این مناسبت در روز 13 آذر بودند، وزارت اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای امنیتی وابسته به آن در ادامه فشارها و تهدیدات خود و سراسیمه از اقدام دانشجویان برای برگزاری این مراسم، بطور سازمان یافته اقدام به دستگیری فعالین دانشجویی کرده اند.
نیروهای سرکوبگر رژیم در بعد از ظهر روز یکشنبه 11 آذر مهدی گرایلو، بهروز کریمی زاده، انوشه آزادفر، الناز جمشیدی و احسان آزادفر از فعالین جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند. نیروهای امنیتی بدنبال هجوم و تفتیش منازل دانشجویان دستگیر شده بخشی از وسائل شخصی آنها را بعنوان سند و مدرک به غارت برده اند. نیروهای امنیتی همزمان دانشگاه تهران را به محاصره خود در آوردند تا شماری دیگر از فعالین جنبش دانشجویی را به دام بیندازند. اداره اطلاعات همچنین جمعی از دانشجویان را احضار کرده است.
تردیدی نیست که یورش سازمانیافته به منازل فعالین جنبش دانشجویی و به محاصره در آوردن محیط دانشگاه برای شکار و بدام انداختن دیگر فعالین این جنبش تلاشی است بمنظور مرعوب کردن جنبش دانشجویی و ممانعت از برگزاری مراسم 16 آذر.
اگر دانشجویان در جبهه آزادی و سوسیالیسم می خواهند با برگزاری مراسم 16 آذر یاد جانفشانی مبارزین راه آزادی و مبارزه علیه رژیم کودتای پهلوی و سنت های انقلابی و پیشرو در جنبش دانشجویی را گرامی بدارند، جمهوری اسلامی در مقابله و رودرروئی با جبهه آزادیخواهی قصد دارد تمام ظرفیت های سرکوبگرانه خود را برای خفه کردن هر ندای آزادیخواهانه بنمایش بگذارد...........................
ادامه مطلب



href="http://16-azar.blogspot.com/">

