اشتبا ه نشود!
عراق با اعدام دیکتاتور در راه بازتولید دیکتاتوری است
هزیمت سیاسی و نظامی آمریکا که روند دادگاهی صدام تا اعدام آن گویا بخشی از نسخه شفا بخش برای آمریکا بود به هیج وجه نتوانسته است و نمیتواند در آتیه نیز یا ری رساند اشغالگران و دولت دست نشانده را.مخالفت با اعدام صدام موافقت با جنایاتی نیست که صدام دست نشانده آمریکا مرتکب آنها شده است. مخالفت با اعدام حتی اعدام صدام نیز انکار جنایات این دیکتاتور نیست بلکه هر بیننده این که تصاویر اعدام صدام را مشاهده کرده باشد در این اثنا باید این سئوال به ذهنش خطور کند که این اعدام قرار بود چه کاری را به انجام برساند ، یا اعدام صدام جلوی چه پدیده ای را میبایست سد کند. آیا به این خواستهای سیاسی که در پس این روند دادگاهی و اعدام بود خواهند رسید آیا در آینده ای نه چندان دور این مقاماتی که توسط آمریکا بر کرسی ریاست عراق نشانده شده اند و همان راهی را میپیمایند که صدام پیمود و اکنون حکم اعدام صدام را امضا کردند در فردای تناقض با مواضع امروزشان حکم اعدامشان را امضا نخواهند کرد و به گونه ای دیگر این سیستم که حکم اعدام را مورد تائید و اجرا گذاشته است همین بلا را برسر مردم عراق نخواهد آورد آیا اعدام نکردن صدام به منظور تبدیل نکردن وی به یک قهرمان ملی بود یا ترس از افشای سیاستهای آمریکا آیا صدام اعدام شد یا یک زبان که شاید روزی علیه سیاستهای امریکا افشاگری میکرد
در واقع اعدام صدام در ادامه این استراتژی آمریکا است که دیکتاتور از هر نوع آن برای آمریکا تنها دراین صورت قابل تحمل است که به لحاظ سیاسی و اقتصادی آمریکا و منافع اقتصادی این کشور را در اولویت قرار داده باشد. در اینجا به جاست که به این گفته سمیر امین اشاره شودکه((نئوکانهای حاکم بر واشنگتن تمام مردم جهان را همچون سرخپوستانی میپندارند که تا زمانی حق حیات دارند که در ضدیت با منافع آمریکا نباشند))
شخصا بر این عقیده هستم که گزارش همیلتون_ بیکر همانگونه که از انعکاسهای اولیه آن برآمد تفرق و انفصال بیشتر را در داخل عراق برتابید و اعدام صدام و واکنشهای بعضی کشورهای اروپایی و بعضا عربی در همین راستا تاثیر گذاراست. گرچه مسئله اعدام در قانون اساسی کشورهای اروپایی منوط به آن خوانش لیبرالی از آزادی و حقوق بشر و ..... است که طبیعتا سیستم قضایی آنها نیز برهمین منوال میباشد. اما با این وصف نیز با اعدام مخالف هستند. سد کردن دیکتاتوری در عراق از گذرگاه اعدام نخواهدگذشت بلکه از آزادی و برابری استنتاج میشود به همین دلیل (فقدان آزادی و برابری) که ریشه دیکتاتوری در دل قانون اساسی و سیستم قضایی و حکومت عراق و سایر کشورهای منطقه و از آن جمله ایران و آمریکا و ....... ریشه دوانیده است.
افزایش بودجه نظامی امریکا
پندارها، واقعیتها
بدونه شک افزایش بودجه نظامی و به طبع ان لشکرکشی و افزایش نیروی نظامی در منطقه از جانب امریکا توجیه شکستهای پی در پی این غول بی شاخ و دم در برابر مقاومت مردم عراق که اصرار بر عدم قبول ان در هیئت حاکمه امریکا سابقا در ویتنام و افغانستان .... نیز بر همین منوال بوده و سر کشیدن جام شوکران در میان قطبین تروریسم به روندی معمول بدل گشته است.این یک واقعیت است که پیشروان و سردمداران نئولیبرالی برای کسب سود و یافتن کار ارزان و کارگر خاموش و سیطره همه جانبه بر بازارهای ملی هرچند هم تدارک نظامی از این دست را به دنبال داشته باشد تنها تضادهای داخلی قطبین تروریسم شاید برای نافرجام ماند این دسیسه ها مکفی باشد.
به گل نشستن ماشین جنگی امریکا در عراق و بالا گرفتن جنگ وخونریزیهای قومی و مذهبی و عدم توافق جریانات و نیروهای داخلی جهت ایجاد حکومتی متحد شامل گروهها و احزاب و در پی ان نیز گزارش گروه تحقیق در مورد بحران عراق در 79 بند به بازی گرفتن جریانات و گروههای مختلف حاظر در گردونه قدرت در عراق تا قبل از این گزارش که به بیکر_ همیلتون معروف شد را به روشنی بیان کرد.
گزارش همیلتون_بیکر همچون اب سردی بر سر روی ناسیونالیسم و مذهبی ها در عراق بود البته گرچه پیشتر نیز بر این امر واقف بودند و به موفقیت در روند تحولات عراق تظاهر میکردند اما اکنون امریکا با وصف این این گزارش رسما اعلان شکست را سر داده است.
هیئت حاکمه امریکا برای جلوگیری از پس لرزههای این شکست حتی به رژیم جمهوری اسلامی و سوریه روی اوردند.دستور افزایش بودجه نظامی از جانب بوش و کابینه جنایتکار ان و در همین راستا گسیل مجدد نیروهای جدید و فرستادن ناو جنگی دیگری به ابهای خلیج فارس بیانگر کشتار وخونریزی بیشتر یا لااقل خود تهدیدی برای گروهها و احزابی است که در ادامه جنگهای ملی و مذهبی نبض کار را از دست امریکا در اورده اند .
اما در این جریان امری که بدیهی است وجود مقتدی صدر نماینده گروه تندرو شیعه تا حدی مستقل است که هم مخالف گروههای دیگر در عراق و هم مخالف حضور نظامی امریکا میباشد و امکان این مسئله که این گروه تندرو به لحاظ برخورد امریکا با گروههای تندرو در اولویت قرار بگیرد زیاد است. این مسئله از انجا ناشی میشود که گروههای دیگر جدای از مخالفتهای پراکنده از یک سو حتی با این گزارش بیکر _ همیلتون موافقت خود را اعلام کرده اند و از دیگر سو نیز این گروهها یک حرف شنویی از کشورهای همجوار عراق دارند که نشان از در هم تنیدگی منافع این گروهها با کشورها ی دیگر دارد. که بعضا روی سیاست و عملکرد انها تاثیرهایی میگذارند و این در حالی است که این مسئله در مورد الصدر صدق نمیکند و با وجود شیعه بودن از نقطه نظر مذهبی با رژیم ایران و دیگر کشورهای دیگر تمایلی نشان نداده است .
با وجود این دسیسه هایی که حاکمان کاخ سفید در سر میپرورانند اما یک چیز را باز از یاد میبرند و ان هم چیزی نیست جز اینکه اگر جنبش مقاومت با چند گروه کوچک دیگر این بار نیز بتوانند به مقاومت ادامه دهند و بی توجه به تهدیدهای امریکا بر سیاست و عملکرد خود اصرار ورزند یک درس تاریخی دیگر به اشغالگران خواهندداد چون از یک طرف اگر مردمی که طی این سه سال چیزی جز تصاویر دهشتناک از تجاورز و خونریزی از جانب سربازان امریکایی ندیده اند و چیزی برای از دست دادن ندارند حول مقاومت عراق (گرچه رهبری ان یک اسلامی متعصب نیز باشد) بسیج شوند و به بیرون راندن اشغالگران از عراق به هر قیمتی همت گمارند، نه این گزارش بیکر _همیلتون بلکه خود این دو سناتور امریکایی را برای همیشه به زباله دان تاریخ می سپارند.


href="http://16-azar.blogspot.com/">