دوستان در این قسمت کامنت یه بحث جالبی شروع شده که شما نیز میتوانید در آن مشارکت داشته باشید.
ابتدااز رفیق مهرداد و دوست گرامی کمونیست انقلابی به خاطر ابراز لطفشون تشکر میکنم:سمکو
نیما از آرمانشهر میگه:
واقعا که هیچ چیز دردناک تر از این نیست که ببینی انسانیت را به لجن کشیدهاند و انسانها هیچ هدف و برنامهای برای تغییر پیرامونشان ندارند.
دوست گرامی آرمین گیله مرد در چند نوبت نظرات خودشون را اینچنین بیان میکند.
نويسنده: آرمین گیلهمرد
سلام ... آگاهی قدمی هست تا حرکات بعدی به بنبست و یا بیراهه کشیده نشوند! متاسفانه میکانیسمهایی برای ایجاد آگاهی عمومی و سراسری و سریع در دست اصحاب قدرت هست که از ان برای ناآگاه داشتن و گمراه شدن استفاده میکنند! مکانیسمها اشکال ندارند این ما هستیم که اشکال داریم. اینکار وقت و حوصله و بردباری و اشخاص فراوان و متحد میخواهد اما ما خیالبافان و جاه طلبان قبل از قدم بعدی برداشتن (آگاهی عموم و تضعیف اصحاب قدرت) بفکر و در تخیل اقدامات بعدی انرژی خود را امروزه مصرف دعوی سر فردایی میکنیم که باعث تضعیف جنبش و چنین قدرتمندتر شدن اصحاب قدرت میشود. مکانیسمها مشکل ندارند، این طرز فکر ما هست که مشکلات را ایجاد میکند .......
نويسنده: آرمین گیلهمرد
سلام و معذرت ..وقت کم بود و با همه اینحال میخواستم فضولی کنم. با خاندن چند مطلب فکر هم نمیکردم تعریفمان از آگاهی فرق داشته باشد و فکر کردم از مکانیسمهای اگاهی صحبت میکنیم و وقتی مکانیسم بشر را آگاه کند، بد نیست. این بشر هست که با کمک این مکانیسمها دیگران را ناآگاه، گمراه و نیمه اگاه، که خیلی بدتر از ندانستن هست، نگه میدارد. منظورم این وبد که فنون روشن کردن باعث ناآگاهی نشده اند، بلکه طرز استفاده ما از آنان باعث کجراهی وضعیت شده است ...یک مثال میزنم:پخش اعلامیه و روزنامه (تنها راه، چونکه رسانه هایی که خواننده و بیننده فراوان دارند وابسته هستند و بنظر نمی آید که خواهان تغییر وضعیت باشند، استفاده ازین فنون برای آگاهی ممکن نمیباشد، مگر بنفع اصحاب قدرت باشد. اینترنت هم با اینکه بطور کل وابسته نیست و آزاد هست، دسترسی عموم به آن وجود ندارد) در برلین. میخواهیم قدرت حکومت را کم کنیم، میخواهیم سیاست عوض کنیم، زحمت میکشیم و اعلامیه و روزنامه مینویسیم و وقت میگزاریم و پخش میکنیم. اول تعداد کم اند، دوما همان تعداد کم هم طاقت و صبر ندارد و اگر بعد از پخش دو اعلامیه انقلاب نشد میگزارد میرود (البته همه رفقا اینطور نیستند) با تمامی مصرف انرژی، در دو خط به دولت حمله میشود و شاید یک خط هم انتقاد و بعد دو صفحه با چون و چرا به احزاب و گروهان دیگری، که در اصل همعقید هستند جمله میشود. این باعث میشود که کسی اعلامیه ها را محل نکند، این باعث میشود بجای در یک جبهه مقابل اصحاب قدرت قرار گرفته، در جبهه های مختلف قرار بگیریم و خود تضعیف و چنین قدرت را قوت ببخشیم.
نويسنده: آرمین گیلهمرد
در مورد خیالبافی هم منظور مکانیسمها و فرضیه ها و اعمال نبودند بلکه بشر خودخواه و جاه طلب. دلیل این حملات در اعلامیه ها به همدیگر بغیر از خیالبافی نیست. هنوز قدرت تضعیف نکرده و سیستم عوض نکرده در خیالمان اینکار را انجام دادیم و شروع میکنیم به رقیب حمله کرده تا خود، یا حزب و گروه خودی مقام اول در فروپاشی سیستم استعمار و .... را بگیرد و همین خیالبافی باعث میشود .. بازم میگویم ببخش که با عجله چکن زدم اما منظورم مکانیسم نبود بلکه خیال شخصی و جاه طلبی شخصی....فقط در یک جبهه متحد میتوان قدرت را تضعیف کرد و اگر شخصا خیالباف و جاه طلب نباشیم کی متحد شده و قدرت را تضعیف کرده بودیم و کنون میتوانسیتم آگاهانه در برداشتن اقدام بعدی صحبت کنیم و تصمیم بگیریم ....
نويسنده: سمکو کردستان
دوست گرامی سلام
ممنون از نقطه نظرات مفید شما. اگر مسئله ای نباشد و باعث به درازا کشیدن این مبحث، در صورت عدم تمایل ، نشود، می خواستم چیزهایی را برای شما عرض کنم. با گفته ای از مارکس آغاز می کنم که می گوید: تکنولوژی در نفس خود اشکالی ندارد بلکه مسئله مورد نظر چگونگی استفاده از آنها است. که به گونه ای دیگر در بحثهای شما نیز این حرف مارکس انعکاس یافته و بنده باشما موافقم، نه به این خاطر که مارکس این را بیش از 150سال پیش گفته بلکه به این خاطر که حقیقت واقعا" موجود این را مورد تأیید قرار داده و ماروزانه با آن مواجه هستیم به قول شما رسانه هایی که وابسته نباشند در دسترس عموم نیستند و این خود خبر از سختی و مشقت مبارزه چپها وکمونیست و سوسیالیستها میدهد.در جایی دیگر شما به این مسئله اشاره میکنید که(تا گروه، حزب، و.....)گوی سبقت را در فروپاشی سرمایه داری و استعمار از همدیگر بربایند، که باید عرض کنم این وبلاگ کاملا" شخصی و به هیچ جریان خاصی تعلق ندارد اما شاید از لحاظ فکری و نظری و نوشته هایی که در این وبلاگ به نگارش در خواهد آمدهم سو و هم جهت با موضع یا مواضعی از جریانی خاصی شود که این کار نیز ناخواسته میباشد که اگر هم اینطور باشد و نوشته ای از بنده، هم جهت با جریانی خاص درآمد، آنوقت که به این اتحادی که شما از آن حرف میزنید کمک خواهد کرد طبیعتا" نباید چیز بدی باشد. در مورد آگاهی نیز باید بگویم که هدف بنده از ایجاد این وبلاگ آگاهی طبقاتی است، البته در حد توان خود که شاید در مواردی اشکال هم داشته باشم که راهنمایی دوستان در این مورد را نیز باکمال میل می پذیرم.اما در واقع میتوان تحت لوای آگاهی نیز به گونه ای غیر طبقاتی کار کرد و ادعای آگاهی داشت که این نوع به اصطلاح آگاهی میتواند باعث واپسگرایی و گسترش افکاری غیر انسانی و مبتذل باشد که طبق نوشته شما (اصحاب قدرت به دلیل سلطه بر رسانه ها آن آگاهی مورد نظر خود را که موجب بازتولید تداوم سرمایه داری میشود را انجام خواهند داد.در پایان نیز باید عرض کنم که شما نوشته کامنت قبلی را فراموش کردید که نوشتید آگاهی قدم اول است؟ دیگر اگر کسی این کار(آگاهی طبقاتی) را میکند نمیتواند خیالبافی باشد(مگر اینکه آگاهی طبقاتی از دیدگاه شما خیالبافی باشد که در این صورت از شما دوست گرامی خواهم خواست در صورت تمایل در مورد خیالبافیهای آن برای ما بگویید و بنویسید). باید آگاهی ایجاد شود و جوانب و ابعاد نظرگاهها و عملکرد شما برای همه نمایان شود بعد اگر قرار باشد اتحادی در کار باشد این کار هم انجام خواهد گرفت. البته تفکری ضد طبقات و عوامل تضعیف کننده مبارزه طبقاتی باشد نمی تواند با تفکری غیر از آن کاملا یکی شده و اصحاب قدرت را تضعیف کنند که در غیر این صورت این اتحاد در جهت خواستهای مردم زحمت کش و قشرهای ستم دیده و استثمار شده نخواهد بود بلکه هدف اتحاد و رسیدن به قدرت سیاسی و بازتولید سلطه در فرمی دیگر خواهد بودکه از این گونه موارد در تاریخ کم نیستند.
با سپاس فراوان از شما دوست گرامی
شاد و پیروز باشید
سمکو نوری
نويسنده: آرمین گیلهمرد
سلام ... مثلم هست که دیگر اگر کسی این کار(آگاهی طبقاتی) را میکند نمیتواند خیالبافی باشد و اگر هم باشد خیالبافی ایرادی ندارد، خیالات قشنگ را باید بافت تا بشود آنها را پیاده کرد. منظورم بود که بجای استفاده از مکانیسم برای آگاه کردن ، در تخریب همسنگر استفاده میشود و اینکار را بخاطر آگاهی طبقاتی نمیکنیم بلکه وقتی خیال قدرت در سر میپرورانیم و در خیالمان اقدام اولیه (آگاهی، تضیعف قدرت حاکم و ...) برداشته شده و حالا باید در برداشتن قدم بعدی (انتخاب من و گروه من، انتخاب گروه فلان و حزب بسار و ..) تصمیم گرفته شود ...ببخش اشتباه از من بود یک لحظه فراموش کرده بودم که در پروپاگاند سرمایه سالاری سوسالیستها و کمونیستها خیالباف و خوشخیال که بدنبال کار غیرممکنی هستند معرفی شده و میشوند، اما منظور من ابدا ربطی به ایت پروپاگاند نداشت و ندارد ...منظور اون دعواهای بیخود که باعث تجزییه جنبش چپ شده و میشود هست ....بقیه بعدا اتاق بسته شد ....و صاحب قدرت دارد بیرون میکند :-)
نويسنده: آرمین گیلهمرد
سلام ... ببخش حواس که نیست ....و از اتحاد منظورم اتحادی مانند سال 1357 که منجر به قصب قدرت و ادامه سیاست همیشگی با البسه دیگر نبود. بلکه در وحله اول وقتی مخالف سرمایه سالاری (به هر شکل و فرمی و با استفاده از هر واژه ای) هستیم و درحالیکه روزبروز قدرتشان بیشتر میشود، در یک جبهه در مقابلشان ایستادن احزاب چپ برین اصرار هستند که فقط تنها انها میتوانند آگاهی و آزادی طبقاتی را به پیش ببرند و بقیه (ببخش و واقعا معذرت میخواهم اما این عملکرد منو یاد فرقه های دینی و دعویشان سر چوپان شدن مردم گوسفند می اندازد) ....چه بدو بیراههایی به همدیگر نمیگویند که همین باعث میشود طرفداران و معتقدین آگاهی و مساوات مواسات از احزاب، که وسیله مهم آگاهی و تشکیل جبهه متحد هستند، دوری کنند و با اینکه نیرو بوفور و به اندازه کافی هست متفرق باشند و توان آگاهی قشر و عمل و ایستادگی نداشته باشند. اکثر این دعوای هم سر اقدام های بعدی، اقدامی که قبل از برداشتن قدم بعدی (آگاهی، تضعیف اصحاب قدرت) خلاصه غیر ممکن هست و منظور از خیالبافی این بود که انگاری اقدام اولیه برداشته شده که سر اقدام بعدی دعوی میکنیم!!!!!
با سلام،
رفیق گرامی:
من به جریانی اجتماعی متعلق هستم که در آن تنها راه رسیدن توده های زحمتکش به یک زندگی انسانی به دور از نابرابری و بی عدالتی از راه آگاهی طبقاتی ممکن میشود راهی که به بازتولید استثمار نمی انجامد و به ایجاد فرمی دیگر از این نظام منجر نمیشود کار مارکسیسم در گذشته چه بوده در آینده نیز از نظرگاه آگاهی طبقاتی همان خواهد بود. که میشود در باره آن با شما و دوستان دیگر در این وبلاگ به تبادل آرا و نظرات خود بپردازیم. سمکو نوری


href="http://16-azar.blogspot.com/">