تبليغاتX
سوسیالیسم
سوسیالیسم
سیاسی اجتماعی تئوریک
آگاهی طبقاتی در جامعه حلقه اتصال توده ها، وتنها راه ریزش خواستهای غیر واقعی بورژوازی

آگاهی طبقاتی در جامعه حلقه اتصال توده ها، وتنها راه ریزش خواستهای غیر واقعی بورژوازی

 123

جایگاه آگاهی در زندگی هر فردی در درون جامعه اهمیت فوقالعاده ای دارد. بدون شک آگاهی در هر زمینه ای با سایر حوزه های دیگر متمایز بوده و کسب آگاهی در هر زمینه ای تدریجی میباشد مثلا سالها و قرنها طول کشید تا این مسئله برای انسانها حقیقت یافت که ماده از مو لکولها و مولکولها از اتمها یی تشکیل شده اند که دارای الکترون و .....، میباشند و توسط آنها احاطه شده اند.اما این سوال مطرح است که اگر این آگاهی نیز موجود نمیبود آیا عدم این مسئله وجود داشت، یعنی ماده از مولکول تشکیل نشده بود و ......؟ مسلما" خیر اگر این آگاهی نیز موجود نمی بود این حقیقت در هستی وجود داشت امادر این صورت روایتهایی دیگر و غیر اثباتی و غیر علمی جای این مسائل را پر می کردند اما اکنون با فهمیدن این مسئله که الکترون و پروتون در درون مولکول هر ماده هستند روایتهای دیگر از موضوعیت افتاده اند.برای مثال:قبل از فهمیدن اینکه ویروسها و میکروبها مسبب انواع مریضیها هستند فرهنگی خرافی در درون جامعه و در صحنه زندگی اجتماعی انسانها ، که اکنون نیز در بعضی جوامع عقب مانده آثار آن نیز یافت می شود رخنه کرده بودکه بیماریها را دلیل رخنه شیطان وجن و ارواح در جلد آدمی می پنداشتند ولی امروزه با اختراع ادوات مخصوص پزشکی مدرن پرده از روی حقیقت این مسائل برداشته شده است.

در صورت اعتقاد به وجود طبقات و اینکه در جامعه دو طبقه فرادست و فرودست وجود دارد. در این چارچوب مشخص آگاهی طبقاتی به تمام اعمالی گفته میشود که در جهت آگاهی جامعه و طبقات استثمار شده از استثمار که توسط طبقه فرادست علیه آنها انجام میگیرد.در جامعه نیز میکروبهایی موجود هستند که موجب مریض کردن انسانهای درون خود گشته و در صورت عدم آگاهی در این زمینه کل جامعه جهانی را به پرتگاه نابودی می کشاند. اما پرسش اینجاست که این آگاهی طبقاتی چگونه باید ایجاد شود یا بهتر است که بگوییم که آیا مکانیسمی را سراغ داریم که این آگاهی را ایجاد کند یا خود به خود ایجاد میشود و آیا تنها ایجاد این آگاهی کافی است یا پیش شرط حرکات بعدی میباشد .ایجاد آگاهی طبقاتی وظیفه کیست؟ چه کس یا گروه یا جریان و یا جنبشی، بدون اینکه خود در رأس کار قرارگیرد و خود قدرت صرف را بازتولید و کمک به تداوم سلطه کند، میتواند این کار را انجام دهند. مکانیسمهای تا کنون چه اشکالاتی داشته اند.شما چه را هی را پیشنهاد میکنید؟  

در جوامع کنونی نیز بورژوازی با توسل به ابزار و امکاناتی که در اختیار دارد در جهت به ابتذال کشاندن جامعه قدم می نهد و به علت نیاز به ایجاد فرهنگها و هویتها در کل به افکاری کمک می کند که هدف اصلی از این اقدام به عقب راندن و به تأخیر انداختن فروپاشی خود است. از این طریق در راه ایجاد باورهایی قدم میگذارد که در درون جامعه نهادینه و پذیرفته شود که در صورت نبود آن آگاهی لازم طبقاتی، در کل وضع موجود همچون حقیقت واقعا موجود پذیرفته که آنگاه تقابلی آنچنانی با آن، از جانب توده ها انجام نخواهد گرفت.تا وقتی که سرمایه داری پدیده ای ساختگی و ساخته دست انسان و نه پدیده ای طبیعی است باورمند بودن به این مسئله که دنیایی دیگر متمایز از این وضع نخواهد توانست که انتزاعی و دور از ذهن باشد و نباید به عدم این وضع و فروپاشی آن  به دست مردم زحمت کش و کارگران و قشرهای محروم کوچکترین توهمی  داشت.بورژوازی برای بقای خود به مذهب و فرهنگ و تعصبات و تعلقات کاذب و ایجاد فرهنگ مبتذل و خواستهای غیر واقعی و تروریسم و ناسیونالیسم و ..................، نیاز دارد که تأیید حتی موقتی این موارد تحت لوای تاکتیک و .....، کمک به روند تحمیق توده ها و وحشی گری بورژوازی و تداوم سلطه و به غایت تبدیل شدن به بخشی از این سیستم خواهد شد. چپها و سوسیالیستها تنها با گسست کامل از بورژوازی و عوامل آنها و اتکا به توده ها و در واقع با رفتن در راه پر فراز ونشیب و ناهموار مبارزه با این وضع خواهند توانست به خواستهای کارگران و مردم ستم دیده نائل گردند.

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در دوشنبه سی ام آبان 1384 و ساعت 10:48 |
آشوب در فرانسه

شکاف طبقاتی، دسته بندی هویتهای کاذب ارمغان دمکراسی بورژوازی

اعتراضات خیابانی جوانان و کارگران و طبقه ی محروم وحاشیه نشین، در فرانسه بیش از بیست شهر این کشور را در بر گرفت.طبقه ای که همیشه تحت لوای دمکراسی و دولت رفاه، هر آینه اعتراضات و صدای حق خواهیشان بر چسب ملی و مذهبی خورده است، میرود تا بیشتر رنگ و بوی طبقاتیش برجسته تر شود.اعتراضات اینبارمردم فرانسه که مدتی پیش به صورت اعتراض به ماندن در اتحادیه اروپا خود را نمایان ساخت، نمایانگر واقعیت سیاه و تلخ مردم محروم این کشورمیباشد.بیش از دو هفته است که خیابانهای مارسی و لیون ودیگر شهرهای فرانسه صحنه تضاهرات و اعتراض مردم به وضع بد اقتصادی دولت میباشد که بعضا کشورهای دیگراروپا را نیز در بر گرفت  .

دولتی که خود مسبب این وضع و طراح اصلی این اختلافات و جداسازی هویتها و راسیسم دولتی و غیر دولتی میباشد.دولتی که عامل اصلی نژد پرستی تبعیض است و شهروندان فرانسه را نسل اندر نسل و به خاطر رنگ و محل تولدشان مهر خارجی و غیر اروپایی به آنها میزنند اما این مسئله تازه یکطرف قضیه میباشد و در واقع بعد اصلی وبحرانزای آن،  شکاف طبقاتی و جمع شدن سرمایه های حاصل از درامدهای این کشور در دستان سرمایه داران مفت خورمیباشد.وضعی که درسایر کشورها جهان به واسطه این نظام خیلی وحشتناکتر خود را به نمایش میگذارد، از کارگران ایران گرفته تا مردم محروم آمریکا و سایر کشورهای آفریقایی و اروپا، و هر چه به این سمت پا مینهیم این شکاف عمیقترو اعتراضات نمایانتر که دیگر برچسب های ملی و مذهبی کارایی خودرا ازدست می دهند و اینکه نارازیان را اراذل اوباش که در ایران نیز با اینگونه رویکردها برخورد میکنیم نیز و بیگانه خطاب کردن آنها نمی تواند بر روی واقعیت سیاه این کشورهای به اصطلاح آزادو دمکراتیک سرپوش بگذارد.واقعیت آنست که تنها راه برون رفت از این منجلاب دولت رفاه و دمکراسی بورژوازی و سوسیال دمکراسی و انواع مدلهای ساختگی دست امپریالیسم اتحاد کارگران و قشرهای محروم میباشد که مارکس در جایی میگوید کارگران بریتانیا باکارگران هند نقاط مشترک دارند تا با سرمایه داران این کشورو طبق این گفته که هنوز هم موضوعیت خودرا حفظ کرده است میتوانیم به این نمونه اشاره کنیم که در طوفان کاترینا دولت نژاد پرست آمریکا به همین دلایل که موجب اینگونه اعتراضات در فرانسه شد مردم را مورد ظلم قرار دادند پس فقر و شکاف طبقاتی رنگ و نژاد مذهب ندارد و فقرا و طبقات محروم باید حول این محور به ضد نظامهای ضد انسانی بپا خیزند این است نقطه مشترک آنها.اعتراضات در فرانسه

|+| نوشته شده توسط سمکو در شنبه بیست و یکم آبان 1384 و ساعت 11:13 |
در سالگرد انقلاب اکتبر، اکتبر سرخ
در سالگرد انقلاب اکتبر، اکتبر سرخلنین 
|+| نوشته شده توسط سمکو در پنجشنبه نوزدهم آبان 1384 و ساعت 9:58 |
گفتگو
۱ـبرخورد مارکسیسم با مسئله ملی چگونه است؟

۲ـ  آیاسوسیالیسم در تقابل با دمکراسی است؟ 

۳ـابزارهای بازتولید سلطه سرمایه داری کدامها هستند؟

۴ـبعضی از متفکران میگویندکه سرمایه داری شرایطی را حاکم کرده است که مردم را به سمت لذت بردن از این شرایط سوق داده است و به همین منظور طبقه کارگر آن کارایی خود را برای انقلاب از دست داده  و در واقع طبقه کارگر از بین رفته است. نظر شما چیه؟

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در سه شنبه هفدهم آبان 1384 و ساعت 10:20 |
برای او که نشست تا همه برخیزند!
به مناسبت درگذشت رزا پارکس, قهرمان جنبش برابری طلبی سیاهان آمریکا
|+| نوشته شده توسط سمکو در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 23:3 |
سايت أشوب
آگاهی ذهنی، واقعيت مادی؛ رابطه ی يک سويه يا متقابل؟

نوشته: مزدك ـ ن

|+| نوشته شده توسط سمکو در چهارشنبه یازدهم آبان 1384 و ساعت 12:2 |
توطئه ی تخریب قطعه 33 بهشت زهرای تهران

تاریخ ما کدام است؟

 

نه فتوحات پادشاهان و نه وجود پیامبران نمی توانند جزیی از تاریخ ما را تشکیل دهند تاریخ را  آنان میسازند که در راه آزادی و برابری انسانها ایستاده و سرودخوانان به پیشواز مرگ رفتند.زنان و مردانی که در روزهای سخت تا آخرین لحظه ها بر باور انسانی خود پا بر جا ماندند. اینان همان دل به دریا افکنانند دوشا دوش مرگ پیشا پیش مرگ از گل سرخیها گرفته تا کاک فواد و کاک حسین و کاک صدیق، مارکسیستها کردستان که کارگران و زحمتکشان با جانفشانی های این گونه رهبران چپ به خوبی آشنا هستند. زندگی سر فرازانه ی اینگونه انسانها صفحات زرین تاریخ مارا تشکیل میدهند.توطئه تخریب قطعه 33بهشت زهرا تهران نمی تواند کوچکترین خللی به دلبستگی انسانهای مبارز به راهی که اینان رفتند وارد کند بلکه هر نوع تعرض در این زمینه خشم بیشتر مردم را در پی خواهد داشت.

|+| نوشته شده توسط سمکو در دوشنبه نهم آبان 1384 و ساعت 22:44 |
اعتراض به آغاز طرح تخريب قطعه ۳۳ بهشت‌زهرای تهران
|+| نوشته شده توسط سمکو در یکشنبه هشتم آبان 1384 و ساعت 11:15 |
قانون اساسی عراق

قانون اساسی عراق در هاله ای از ابهام

 

قانون اساسی عراق بر خلاف ادعای گروهها و رسانه های وابسته به آمریکا با استقبال کثیر مردم روبرو نشد و از طرف اکثریت مردم عراق بویژه سنی ها و کردها و همچنین گروههای مخالف دیگر نیز به گونه ای اعلام نشده تحریم شد. اما طبق روال کار گروهها ورسانه های وابسته و حلقه به گوش امپریالیسم،  با وقاحت هرچه تمامتر آماری ساختگی را از نمایش رفراندم در اولین روزهای سلطه نامیممونشان به اذهان عمومی اعلام کردند که هیچ گونه مطابقتی با واقعیت نداشت. برای نمونه آمارهای گرفته شده توسط گروههای غیر حکومتی در شمال عراق و در کردستان حاکی از آن است که در این منطقه کمتر از 15% مردم شرکت کرده اند  اما همین رسانه اعلام کرده اند که مشارکت مردم در شمال عراق  تقریبا بیش از  98% بوده است.گروههای وابسته به آمریکا همچون دو حزب اصلی کردستا ن و احزاب دیگر با دادن آمارهایی دروغین و بی پایه واساس در پی رونق بخشی به نمایش رفراندم قانون اساسی بودند،  در حالی اکثر مردم از قانون اساسی نارازی بوده و خواستهای خود را در آن نمی دیدند. در کردستان عراق نیروهای حافظ سرمایه داری و،  وابستگان امپریالیسم به انحاء مختلف خواستند که مردم را پای صندوقهای رأی بکشانند و از طرفندهای گوناگون برا ی به پیش بردن این خواست خود استفاده کردند و از این طریق خواستند مردم را در دام خود گرفتار کنند اما نتوانستند این کار را به انجام برسانند و نهایتا" قانونی را به تصویب رساندند که از لحاظ مشروعیت به همان اندازه رژیم سابق مشروعیت دارد  . قبل و بعد از اعلام نتایج افتضاح به بار آمده توسط  این گروهها خصوصا" در شمال عراق از راههایی دیگر در جهت قبولاندن این رفراندم به مردم، در رسانه ها به صورتی گسترده خبری مبنی بر پیدا شدن گور دسته جمعی که در آن زمان کردها توسط صدام کشته و در این گورها پنهان شده را  پخش کرده و از این  طریق افکار عمومی را به خیال خودشان مشغول کردند.و همچنین همزمان با اعلام نتایج رفراندم یک عملیات تروریستی در سلیمانیه به انجام رسید. که در آن بیش از 15 نفر و تعدادی دیگر زخمی شدند که از عواملین آن هنوز خبری در دسترس نمی باشد و یادر همین راستا میتوانیم به محاکمه صدام در این موقع نیز اشاره کنیم که همه و همه در راستای انحراف افکار عمومی و کامل کردن پروژه های شوم سرمایه داری جهانی به سرکردگی آمریکا بودتقریبا" چند روز قبل اعلام نتایج رسمی رفراندم کاندو لیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه ای گفت که قانون اساسی از جانب مردم عراق پذیرفته شده و مردم به آن رأی مثبت داده اند در حالی که تا آن وقت هنوز هیچ گونه خبری از نتایج این انتخابات در هیچ جای عراق اعلام نشده بود این بدان معنی میباشد که خود آمریکا از طریق همین نیروهای وابسته مطلع شده بودندکه این بازی نتوانسته است که اثر بخشی خود را داشته باشد و برای همین منظور نیز قبل از اینکه این نیروها رشته مسائل از دستشان خارج شود  خود اعلام کردند که قانون اساسی تصویب شده است . قانون اساسی عراق زیر فشار آمریکا و به وسیله عواملین وابسته به امپریالیسم به تصویب رسید که سند بردگی و بندگی هرچه بیشتر مردم و توده های تحت ستم عراق میباشد     

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط سمکو در پنجشنبه پنجم آبان 1384 و ساعت 21:34 |
بحث جالب

 

سلامی دوباره

 با عرض پوزش از اینکه اینبار دیر کردم

در قسمت اول بحث رضا به این مسئله میرسیم که غولهای اقتصادی برای فرار از ذوب شدن به رفاقت روی می آورند و اینکه این سیستم اقتصادی اصلاح آرام است. آیا این اصلاح اقتصادی این است که ما در آینده شاهد از بین رفتن آرام و تدریجی کار، مالکیت خصوصی، استثمار وعدم جمع شدن ثروتهای کلان و منابع سرشار اقتصادی و اردوکشی های نظامی در جهت دست یافتن به این منابع سرشار خواهیم بود؟ من که نمی توانم باور کنم که صاحبان سرمایه به میل و رغبت خود دست از طمع و رزیهای خود برداشته و به تقسیم عادلانه و حتی به گفته شما هم تدریجا" اصلاح یابند چون تازه طرحی جدید به نام خاور میانه بزرگ از طرف آمریکا مطرح شده که به منظور استثمار بیشتر مردم منطقه خاور میانه میباشد و از همین حالا نیز میتوان نتیجه آن را حدس زد و در این راستا نیز اردوکشی آمریکا و همپیمانانش نیز به عراق و معامله آنها با رهبر نماهای بورژوا ناسیونالیست کورد و عرب بر سر نفت این کشور نیز این ادعا را ثابت میکند. آمریکا منافع مشخص و استراتژی نامشخصی برای خود دارد     . و اگر لازم باشد برای کسب سود کلان اقتصادی کمک به تقویت اسلام و ناسیو نالیسم و ارتجاع و .......میکند اگر خلاف این مواضع را گرفته باشد، ما باید راه خود را مشخص کنیم آیا میخواهیم که قشر بندیها و تضاد طبقاتی و استثمار و بهره کشی را از بین برده  و در نهایت میخواهیم اختیار انسانها را به خودشان باز گردانیم؟یا............

در مورد مسئله سرمایه داری رفاقتی و رقابتی که در مطلب پیشین شما نیز به چشم می خورد راستش من با آن موافق نیستم چون اگر بنا بر رقابت یا رفاقت در سرمایه داری باشد در جهت هر چه بیشتر تحدید کردن محدوده استثمار و تداوم و باز تولید سلطه سرمایه داری میباشد. دیگر لزوم یا اهمیت این موضوع در کجاست هیچ گونه شکی در این مسئله نیست که بسیاری از اصطلاحات همراه بار معنای خود در این مقطع زمانی به علت اینکه نیروهای محافظ سرمایه داری در پی آن برامده اند که مسئله اصلی همانا شکاف فاحش طبقاتی رخ ننماید، عوض شده است که ما و شما را در به نتیجه رساندن مسائل مربوطه به چالش کشیده است.

اما وظیفه ما سوسیالیستها قبل از گمان از راهی که در جهت تغییر وضع معیشتی کارگران و زحمتکشان در بر گرفته ایم باید به فکر دقیقتر کردن تحلیلهای خود و راهی که در آن گام برمیداریم باشیم .نه اینکه با فرافکنی (البته منظورم شما نیست رضا جان) خود را به دامن بورژوازی فقط به خاطر آنکه بعضی از این اصطلاحات( آنهم در حالیکه بورژوازی خود نیز از وقوع آن باخبر است و خود را به گونه ای دیگر سازماندهی و بازسازی میکند)  با وضعیت موجود منطبق نیست یا کمتر است بیندازیم. باید کاملا" مطمئن باشیم که راه بورژوازی و راه کارگران(اگر نگوییم کارگران)قشرها و توده ها با تمام مشکلاتشان( ستم ملی تبعیض نژادی تضاد طبقاتی ستم جنسی .........) از هم جداست و راه برطرف کردن این گونه مشکلات که دامن بشریت را گرفته است و همانطور که در مطالب پیش نیز عرض کردم با گسست کامل از بورژوازی و طرحها و مدلهایش برای اقتصاد و سیاست و جامعه .... میتوان به این خواستها دست یازید. ما توده های ستم دیده رفاقت و رقابت سرمایه داری را تجربه کرده ایم برای نمونه رفاقت کشورهای سرمایه داری و رقابت آنها در اشغال افغانستان و عراق و سایر کشورهای عقب مانده و ثروتمند را با گوشت و پوست و استخوان برای ما عینیت یافته ایم . رفاقت کشورهای سرمایه داری یا هم پیمان برای رقابت در به لجن کشیدن اقتصاد مردم ستم دیده ی عراق را با رویکرد خودشان آوردن دمکراسی روزانه مشاهده میکنیم  آنچه مسلم مینماید به روزدر آوردن مارکسیسم و تئوریهایی است که محافظ توده های فقرزده میباشد که زیر بار انواع این فقرها مینالند.  اگر شما آمارهایی که نزول یافتن طبقه کارگر را ثابت میکند و به آن اتکا میکنید ما نیز آمارهایی که منابع آن بنگاههای اطلاع رسانی بورژوازی نیست نیز در اختیار داریم من در نوشته قبلی خود عرض کردم که انتقال سرمایه چگونه انجام خواهد گرفت تا اینکه این کشورها به طرحهای خود برای کارگران که (گویا به خانه و ماشین خریدن مشکلاتشان حل شده) مشروعیت ببخشند  و این مشروعیت بخشیدن به سوسیال دمکراسی یا دولت سکولار و سایر فرمهای دیگر از کشورداری نیز به قیمت استثمار و نابود شدن انسانهایی دیگر در گوشه ای دیگر ازاین جهان تمام شده است  سالانه نیم ملیون کودک در جهان به خاطر مریضیهایی میمیرند که امکانات درمان آنها در کشورهای سرمایه داری وجود دارداما هیچ گونه کمکی به آنها نمی شود  در حالی که وقتی کشوری به بلایایی طبیعی دچار میشود کشورهای سرمایه داری با پستی هرچه تمام تر در حرکتی نمایشی به هواپیماهای خود پتو و خوراکیهای دست دوم و سوم برای آنها میفرستند و با امکانات اطلاع رسانی خود در پی پوشش خبری آن بر می ایند تا به جهانیان بگویند که چقدر انسانی فکر میکنند و خیلی راحت بر جنایات خود در گوشه ای دیگر سرپوش میگذارند این است سوسیال دمکراسی و دولت سکولار و بازار آزاد و صندوق بین المللی پول و سازمان ملل و سازمانهای به اصطلاح بشر دوست و در واقع ساخته دست بورژوازی که اساس فکری همه آنها کمک به تداوم سلطه سرمایه داری به این کشورها است

رضا جان بورژواز سوای سوسیال دمکراسی به چیزهای دیگری نیز نیاز دارد تا مسائل اصلی و دغدغه های اصلی که جامعه با آن درگیر است مطرح نشود یا به قدرت نرسند در همین خاور میانه ای که ما در آن قرار گرفته ایم و من از لحاظ جغرافیایی به آنها مقداری از شما نزدیکترم  امپریالیسم جهانی به سرکردگی آمریکا در پی پوشش دادن و ساپورت نیروهای ارتجاعی است تا از طریق این نیروهای ارتجاعی و با سوء استفاده از غفلت بخش بزرگی از مردم عراق مسائلی مانند ناسیونالیسم و مذهب را دوباره زنده و در تقابل با چپ قرار داده است و با استفاده از تحریک این گونه عقاید میخواهند که جلوی هر گونه ظاهر شدن نیروهای طرقی خواه و چپ را صد کنند.در این جا میخواهم نظر شما را به این مسئله جلب کنم و آن هم همه پرسی قانون اساسی
(اتحادیه اروپا)در فرانسه و هلند (به تاریخ 29ی مه و 1ژوئن 2005)و (نه)ی قاطع مردم این کشور که خود از بنیانگزاران این اتحادیه بودنند و بار دیگر با رأی (55%و62%) تشکیل کشورهای متحده اروپا  را زیر سوال بردند و رای به ماندن در یوروی اروپا نداند که اگر نگویم سوسیالیسم در زهدان دمکراسی بورژوازی تولد یافته نباید در گفتن اینکه سوسیال دمکراسی و انواع دیگر اینگونه شبه سوسیالیسم های ساختگی بورژوازی شکست خورده است کوچکترین شکی به خود راه دهیم. در این مسئله بعضیها گفته اند که باید به ارزهای ملی بازگشت و یورو کارایی خود را از دست داده است و بعضیها زمینه را برای به زیر سلطه رفتن نئولیبرالیسم آتلانتیکی به سرکردگی آمریکا مناسب میدانستند. درست است که سرمایه های فراملی برای سلطه یابی بر جهان و چاپیدن ثمره نیروی کارگران و ثروتهای طبیعی مردم جهان با هم در رقابت هستند اما رقیب خطرناکتر و بزرگتر آنها نیروی کار جهانی است که برای از بین بردن سلطه سرمایه بر خود و سایر زحمتکشان مبارزه کرده و بنابر این مسئله کارگران اروپا و در پیشاپیش آنها کمونیستها ضمن مخالفت با اروپای میلیاردرها برافراشتن پرچم اروپای متحد کارگران میباشد نه ی آنها نه ی ملی گرایانه و نه ی کوسموپولیتیک نیست آنها اروپای متحد فارغ از سلطه میلیاردرها را میخواهند نه ناسیونالیسم و فاشیسم و ........... تا مجالی دیگر

جواب سمکو

|+| نوشته شده توسط سمکو در دوشنبه دوم آبان 1384 و ساعت 10:29 |

http://sosialism2.blogfa.com/